Thursday, January 31, 2008

فرش بوستون

پنج‌شنبه ۱۱/بهمن/۱۳۸۶ - ۳۱/ژانویه/۲۰۰۸

چند ماه پیش مقاله‌ای خواندم به نام «دو شاه، چند مینیاتور و فرش بوستون» درباره‌ی شاه اسماعیل و پسرش شاه تهماسب صفوی.

Welch, S. C. "Two Shahs, Some Miniatures and the Boston Carpet". Boston Museum Bulletin, No. 69 (1971), p. 6-14.

فرش بوستون فرشی است که در زمان شاه تهماسب بافته شده و در سال ۱۹۷۱ م/۱۳۵۰ خ موزه‌ی بوستون آن را از گردایه‌داری (کلکسیونری) به نام «بارون موریس دو رُتشیلد» (Baron Maurice de Rotschield) خریداری کرد. این شماره‌ی «بولتن موزه‌ی بوستون» درباره‌ی این فرش است.

در مقاله‌ی دیگری از این شماره‌ی بولتن می‌خوانیم که در جهان ۴ فرش مشهور با نقش شکارگاه وجود دارد که هر چهار تا ایرانی هستند و [به خاطر لیاقت بیش از حد حکومت‌های ایرانی] در چهار موزه‌ی متفاوت در جهان نگه‌داری می‌شوند و این موزه‌ها به خاطر داشتن این فرش‌های معتبر و گران‌بها به خود می‌بالند. این فرش‌ها به نام موزه‌های دارنده‌ی آنها شناخته می‌شوند که عبارتند از:
۱) فرش میلان از پشم در موزه‌ی پُلدی پتزولی (Poldi Pezzoli) در میلان ایتالیا
۲) فرش وین از ابریشم در موزه‌ی اتریش
۳) فرش بوستون از ابریشم در موزه‌ی بوستون
۴) فرش استکهلم از ابریشم در موزه‌ی کاخ سلطنتی استکهلم.

نویسنده‌ی مقاله می‌گوید که فرش ایرانی به خاطر نقش و نگار و گل و بته‌های آن در واقع مانند باغی حمل‌شدنی است. وی می‌نویسد ما از دیدن این فرش لذت می‌بریم. زندگی کردن و راه رفتن روی آن لذت بسیار بالاتر و غنی‌تر بوده است.

شاه اسماعیل در تبریز زندگی می‌کرد اما به رسم قدیم ایرانی شاهزاده‌ای که قرار بود شاه شود (یا ولی‌عهد) والی هرات بود تا با رسم کشورداری آشنا شود.

عثمانیان در سال ۱۵۱۴ م/۸۹۳ خ تبریز را تصرف کردند و با خود ۱۰۰ هنرمند و هنرور را به استانبول بردند. در تبریز و غرب ایران به خاطر حکومت قبیله‌ی ترکمن آق قویونلو نقشه‌های فرش‌ها مایه‌های ترکمنی داشت اما در هرات و شرق سبک تیموری. سبک ترکمنی کلی و انتزاعی است. مثلا اسب یا اژدهایی که در این فرش‌ها دیده می‌شود همه نوعی است نه یک اسب خاص. اما سبک تیموری که «کمال‌الدین بهزاد» برجسته‌ترین استاد آن دارای جزییات و واقعی است. یعنی می‌توان مطمئن بود که اسبی وجود داشته و بهزاد آن را کشیده است.

هرات از مرکزهای قدیمی فرهنگ ایرانی بود و به خصوص در زمان جانشینان تیمور مرکز نقاشی و نگارگری ایران شده بود. تهماسب از ۳ سالگی در هرات و زیر نظر لـله‌اش با فرهنگ ایرانی رشد و نمو کرد. وی طرفدار هنر و رواداری و موسیقی و نقاشی شد. وی حتا خود در نقاشی و خطاطی دست داشت و به کارگاه‌ها سرک می‌کشید.

در هشت سالگی شاه اسماعیل او را به تبریز دعوت کرد تا رسما جانشین او شود. پس از مدتی تهماسب زیر نفوذ فقیهان شیعی وارداتی جبل عاملی (لبنانی) - که تازه داشتند در حکومت نوپای صفوی قدرت می‌گرفتند - به تدریج متعصب شد و دست از میخواری کشید و هنر و نقاشی را ممنوع کرد.

البته تهماسب دارای خوی گردانی بود و گاه به این سو و گاه به آن سو می‌گشت. در زمان‌هایی که به هنر و نقاشی مایل بود کارهای هنری سترگی در دربارش و به فرمانش ساخته شده که امروزه همه‌شان مایه‌ی مباهات موزه‌ها و موزه‌داران جهان اند. از جمله همین فرش بوستون. شاه تهماسب در دربار خود بین ۱۵ تا ۲۰ نقاش داشت. حتا می‌گویند وقتی پایتخت را به قزوین منتقل کرد برخی از نقاشی‌های کاخ قزوین را خودش انجام داده است.

شاید مشهورترین اثر هنری زمان شاه تهماسب «شاهنامه‌ی تهماسبی» باشد که دارای ۲۵۸ مینیاتور است! کار این شاهنامه بین سال‌های ۱۵۲۲ تا ۱۵۳۰ م/۹۰۱ تا ۹۰۹ خ انجام شد. این شاهنامه تا سال‌های ۱۳۵۰ در اختیار گردایه‌داری به نام «آرتور هوتُن» (Arthur Houghton) بود و به نام «شاهنامه‌ی هوتُن» شناخته می‌شد تا این که به دستور «فرح دیبا»، ملکه‌ی وقت ایران، آن را خریداری کرده و به «موزه‌ی هنرهای معاصر تهران» فرستادند. اثر هنری بزرگ دیگر از زمان شاه تهماسب «پنج گنج نظامی» است که آن هم دارای ۱۵ مینیاتور بوده و در سال ۱۵۳۹ م/۹۱۸ خ پایان یافته است و امروزه در موزه‌ی بریتانیا نگه داشته می‌شود. آخرین اثر نیز «هفت اورنگ جامی» است که در سال ۱۵۵۶ م/۶۳۵ خ پایان یافته است و اکنون در «نگارخانه‌ی هنری فریر» (Freer Gallery of Art) در شهر واشینگتن امریکا نگه داشته می‌شود.

به خاطر سخت‌گیری‌های مذهبی دربار شاه تهماسب، نگارگران بزرگی مانند «دوست محمد»، «میر مصور»، «میر سید علی» و «عبدالصمد» ایران را ترک کرده و به دربار اکبرشاه در هندوستان پناه بردند.