Tuesday, May 22, 2007

آزادي خرمشهر

پنج‎شنبه ٣/خرداد/١٣٨٦-٢٢/مي/٢٠٠٧

بيست و پنج سال پيش در چنين روزي، يعني ٣/خرداد/١٣٦١ ايرانيان دلير و ميهن پرست توانستند متجاوزان عراقي را از خرمشهر بيرون كنند. آن روز همه خوشحال بودند و به هم تبريك مي‏گفتند. خيلي‏ها انتظار داشتند كه جنگ به زودي تمام شود اما جنگ ٦ سال ديگر نيز ادامه پيدا كرد تا اين كه در مرداد ١٣٦٧ رهبر كبير انقلاب پذيرش قطعنامه‏ي ٥٩٨ را از سوي ايران اعلام كرد. سال گذشته يعني در دي ماه ١٣٨٥ و آخرين روزهاي سال ٢٠٠٦ ميلادي صدام حسين به طور شتابناكي اعدام شد و پرونده‏ي خسارت‏هاي جنگ ايران و عراق نيز به فراموشي سپرده شد.

در سايت رسانه‏ي خبري كه زياد حرفه‏اي و معتبر نيست اين خبر را خواندم:

یک ربع قرن پیش از این، به دنبال آزادسازی خرمشهر از اشغال نیروهای ارتش عراق در سوم خردادماه سال ۱۳۶۱، یک فرصت طلائی در مقابل ایران قرار گرفت تا ضمن دریافت نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار خسارات جنگی (مبلغی که پرداخت آن به دولت ایران توسط سران کشورهای عربی در جلسه ای که در شهریور ماه سال ۱۳۶۱ در کنفرانس فض مراکش برگزار شد، پذیرفته شده بود) پیروز از جنگ ایران و عراق بیرون بیاید. پرداخت این مبلغ کلان به دولت ایران نه تنها امکان بازسازی فوری مناطق جنگی را فراهم میکرد بلکه میتوانست نقطه ی شروعی باشد برای آبادسازی تمامی ایران.

در همان زمان احمد سکوتوره رئیس جمهور گینه که ریاست هیئت منتخب کنفرانس اسلامی برای میانجیگری در جنگ ایران و عراق را بر عهده داشت نامه ای را هم از صدام حسین رئیس جمهور عراق دریافت کرد که در آن شرط ایران در زمینه تعیین متجاوز جنگ پذیرفته شده بود.

در آن روزها و ماهها، جهان شگفت زده ماند که چرا حکومت اسلامی ایران پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه کشورهای عربی را رد کرده و حاضر به پایان پیروزمندانه جنگ به نفع ایران نمیشود. راستی چرا دولت اسلامی ایران این فرصت طلائی را از دست داد؟

مجله پیام انقلاب ( ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ) شماره ۶۴ به تاریخ ۱۶ مرداد ۱۳۶۱ در مقاله ای تحت عنوان "رزمندگان اسلام از ورود به خاک عراق چه انگیزه هائی دارند؟" پاسخ این سئوال را بخوبی و به روشنی داده است:

آمریکا در نظر داشت که با برقراری صلح به خواستهای رفاهی مردم ما دامن زده و گروههای مفسد و محارب آلت دست خویش در سطح داخل ضمن تعریض بر حاکمیت خط امام با تکیه بر ضعف ها و کمبودهای طبیعی بعد از جنگ، گروههای سیاسی وابسته را رشد داده و یا حداقل منابع اطلاعاتی و جاسوسی خویش را که در دوران جنگ تا حدود زیادی از دست داده بود، تکمیل کند.