Thursday, May 17, 2007

اروپا و خاورميانه

پنج‏شنبه ٢٧/ارديبهشت/١٣٨٦-١٧/مي/٢٠٠٧

اگر برخي نكته‏هاي تاريخي را كنار هم بگذاريم تصوير جالبي به دست مي‏آيد. اين نكته‏ها را بعدا كامل‏تر مي‏كنم.

حدود ٥٥٠ ميلادي: خاورميانه بخشي از شاهنشاهي بزرگ ساسانيان بود و اروپا زير امپراتوري روم (شرقي و غربي) قرار داشت. در دوران خسرو يكم ساساني مشهور به انوشيروان (انوشه+روان=داراي روان بي‏مرگ و جاويدان) فيلسوفان و دانشمندان يوناني و سرياني زبان كه در امپراتوري بيزانس به خاطر تعصبات مذهبي مسيحيان مورد پيگرد قرار گرفته بود به ايران پناهنده شدند و در دانشگاه گندي شاپور مشغول به كار شدند. گندي شاپور بزرگترين مركز علمي زمان خود بود كه دانش هند و چين و بابل و مصر و ايران را در خود گرد آورده بود. اروپا داشت از علم تهي مي‏شد و دوران تاريك (Dark Ages) شروع شده بود.

٦٤٠ ميلادي: شاهنشاهي ساسانيان كه پس از سدها سال جنگ‏هاي پياپي با روميان ناتوان شده بود در برابر هجوم عرب‏هاي مسلمان شكست خورد و فروپاشيد.

٧٨٠ ميلادي: پس از اسلام بسياري از آثار علمي موجود در شاهنشاهي ساسانيان از پهلوي و سرياني به عربي برگردانده شد. آثار زيادي نيز از يوناني به عربي ترجمه شد. از مترجمان معروف اين دوران ابن مقفع ايراني و اسحاق ابن حنين سوري بودند. بعدها دانشمندان مسلمان بر پايه‏ي اين كتاب‏ها پيشرفت‏هاي زيادي كردند و بر اين گنجينه افزودند. عباسيان كه با كمك ايرانيان امويان را برانداخته و به قدرت رسيده بودند در دوران هارون الرشيد و مامون عباسي با وزرات خاندان برمكيان به اوج شكوفايي رسيدند. اين دوران به دوران طلايي اسلام مشهور است.

٨٢٠ تا ٨٧٠ ميلادي: ايرانيان كم كم از خليفه‏هاي بغداد مستقل شدند. يعقوب پسر ليث رويگر حكومت صفاريان را بنا كرد. پسران بويه، حكومت ديلميان را به وجود آوردند و خليفه‏ي بغداد را زيردست خود كردند. سامانيان دربار علم و ادب پروري برپا كردند.

٩٠٠ تا ١١٠٠ ميلادي: دانشمندان بزرگي مانند ابن سينا، ابوريحان بيروني و ذكرياي رازي ظهور كردند. خليفه‏هاي عرب براي جلوگيري از نفوذ ايرانيان تركان را وارد ارتش خود كردند و كارها را به آنان منتقل كردند. اروپا همچنان در سياهي فرو مي‏رفت.

١١٠٠ تا ١٣٠٠ ميلادي: اروپاييان مسيحي به اميد بازپس گيري سرزمين مقدس مسيحيت (فلسطين) و نيز به اميد تاراج ثروت به خاورميانه حمله كردند و جنگ‏هاي صليبي را به راه انداختند. جنگ يكم صليبي به نفع اروپاييان تمام شد و آنها در اورشليم پادشاهي مسيحي (Kingdom of Jerusalem) راه انداختند. اين جنگ‏ها و حكومت در اورشليم فرصتي بود كه اروپاييان با پيشرفت‏هاي علمي و فناوري خاورميانه آشنا شوند. هجوم مغولان به سركردگي تموچين مشهور به چنگيز خان (به معناي فرمانرواي عادل!) به ايران. شروع دوران نوزايي (رنسانس) در اروپا و ترجمه‏ي كتاب‏هاي خاورميانه از عربي به لاتين. انتقال ذخيره‏ي علمي شرق به غرب.

١٤٥٣ ميلادي: تركان عثماني شهر كنستانين‏آباد يا قسطنطنيه، مركز امپراتوري روم شرقي يا بيزانس، را تسخير كردند و وارد اروپا شدند. اروپاييان با اين ضربه به خود آمدند. عثمانيان به پيشرفت در اروپا ادامه دادند.

١٤٩٢ ميلادي: كريستف كلمب به قاره‏ي امريكا وارد شد. اروپاييان به منبع عظيمي از مواد اوليه و زمين دست يافتند و با كشتار بوميان امريكا بيشتر اين قاره را تسخير كردند.

١٥٠٠ ميلادي: مارتين لوتر، كشيش آلماني، اعلاميه‏ي اعتراضي خود نسبت به كليساي كاتوليك را منتشر كرد و مذهب پروتستان (معترضان) در مسيحيت به وجود آمد. حكومت صفويان در ايران توسط شاه اسماعيل تشكيل شد.
برخي معتقدند شكل گيري صفويان و تغيير مذهب زوري ايرانيان از سني به شيعه توسط شاه اسماعيل (كه مادرش به نام مارتا مسيحي‏زاده و يوناني‏تبار بود و مادربزرگش تئودرا به زني اوزون حسن آق قويونلو درآمده و دسپينا خاتون نام داشت) در واقع يكي از راهكارهاي اروپاييان براي مقابله با عثمانيان سني از راه انگشت گذاشتن بر روي اختلاف بين مسلمانان و تشديد دشمني بين آنان بود. بوزبك سفير امپراتوري اتريش در استانبول در سال ١٥٥٧ مي‏نويسد: فقط دولت شيعي ايران مي‏تواند سقوط اروپا به دست تركان را به تاخير بياندازد.

١٦٠٠ ميلادي: آغاز افول خاورميانه. در اين زمان دولت اروپايي شروع كرده بودند به جهانگشايي. پرتغالي‏ها در شرق آسيا نفوذ كرده بودند و اندونزي و ... را مستعمره كرده بودند. و حتا جزيره‏ي هرمز در خليج پارس را نيز اشغال كرده و از ايرانيان باج مي‏گرفتند. شاه عباس صفوي با كمك انگليسي‏ها توانست پرتغالي‏ها را بيرون كند. رفت و آمدهاي اروپاييان به ايران دوران صفوي همچنان ادامه داشت.

١٦٥٠ ميلادي: عثماني‏ها نخستين شكست را از اروپاييان خوردند. و بخش‏هايي از اروپا را از دست دادند. پيشرفت اروپاييان در خاورميانه شروع شد.

١٧٢٠ ميلادي: دولت صفويان در ايران فروپاشيد.

١٧٩٧ ميلادي: ژنرال فرانسوي ناپلئون بناپارته با نيروهاي خود وارد مصر شد و آنجا را اشغال كرده و براي مدت كوتاهي حكومتي فرانسوي برپا كرد. مدتي بعد انگليسي‏ها فرانسويان را از مصر بيرون راندند.

١٨٠٠ ميلادي: بازي بزرگ بين بريتانيا و امپراتوري روسيه‏ي تزاري براي تسخير آسياي ميانه شروع شد. تاجيكستان به اشغال روسها در آمد و از ايران جدا شد. هندوستان مستعمره‏ي انگلستان شد. افغانستان از ايران جدا شد. بخش‏هاي ديگري از ايران در منطقه‏ي قفقاز طي قراردادهاي ننگين گلستان و تركمانچاي به اشغال روسيه درآمد.

١٩١٨ ميلادي: پايان جنگ جهاني اول و تحقق روياي اروپاييان براي فروپاشي امپراتوري عثماني پس از پانصد سال. ”استقلال“ و ايجاد كشورهاي جديد عربي مانند عراق، اردن، لبنان، عربستان سعودي و .. تقسيم سرزمين‏هاي عثماني بين بريتانيا و فرانسه.

در سده‏ي بيستم ميلادي ديگر خاورميانه از هرگونه نوآوري علمي تهي شده بود و در سياهي و اختلاف‏هاي مذهبي فرو رفته بود. اما اروپا سروري و رهبري جهان را به دست گرفته بود.