Wednesday, May 09, 2007

آمازون

چهارشنبه ١٩/ارديبهشت/١٣٨٦-٩/مي/٢٠٠٧

طبق افسانه‏هاي يونانيان آمازون‏ها گروهي از زنان جنگجوي سكايي بودند كه براي آن كه در جنگ و تيراندازي آزادي عمل بيشتري داشته باشند يكي از سينه‏هاي خود را مي‏بريدند يا مي‏سوزاندند (ا=بدون + مازون=سينه، پستان).

درباره‏ي توهمات يونانيان در مورد ايرانيان در نوشته‏ي قبلي نقل قول‏هايي آوردم.

سكاها از قبيله‏هاي و اقوام جنگجوي ايراني بودند كه در شرق زندگي مي‏كردند و سرزمين‏شان بعدها به نام سكاستان يا سگستان شناخته مي‏شد. سگستان كم كم به سيستان تبديل شد. در شاهنامه نيز گاه به رستم ”يل سگزي“ گفته مي‏شود به معناي باشنده (ساكن) در سگستان يا كسي كه در سگستان مي‏زيد.

وقتي اروپاييان امريكاي جنوبي را كشف كردند و به رود بزرگ و خروشان در جنگل‏هاي انبوه آن برخوردند به خاطر اعتقادات مذهبي خود رودخانه را ”رود مريم مقدس درياي شيرين“ ناميدند (Rio Santa Maria de la Mar Dulce). بعدها وقتي فرانسيسكو دي اورلانا (Francisco de Orellana) زنان بومي جنگجو را در آن جنگل ديد آنجا را جنگل آمازون ناميد.