Saturday, May 19, 2007

عرب، ایرانی یا مسلمان

شنبه ٢٩/اردیبهشت/١٣٨۶ - ١٩/می/٢٠٠٧

به نظر من حس هویت ایرانی و میهن‏پرستی در ایران بسیار ریشه‏دار است. ایرانیان پس از فروپاشی دولت ساسانیان همواره برای حفظ هویت ایرانی خود كوشیدند. صرف نظر از قومیت و زبان مادری، خود را ایرانی می‏دانستند. چه رودكی در سمرقند، چه فردوسی در توس، چه نظامی در گنجه، چه سعدی و حافظ در شیراز و چه همام و قطران در تبریز. همه خود را ایرانی می‏دانستند و به زبان پارسی دری می‏نوشتند. فردوسی و دیگران برای حفظ تاریخ و زبان و گذشته‏ی ایران عمر و زندگی خود را صرف كردند. به قول طاها حسین مصری، مصریان زبان اصلی را از دست دادند و به عربی صحبت كردند چون كسی مانند فردوسی نداشتند.

در دوران اسلامی در ابتدا به خاطر اجبار حاكمان عرب زبان و بعدها به خاطر عادت، بیشتر دانشمندان و فیلسوفان نوشته‏های خود را به زبان عربی می‏نوشتند. البته دانشمندانی چون ابن سینا دانشنامه‌ی علایی و ابوریحان نیز كتاب تفهیم در نجوم را به پارسی نوشت. اما این گونه آثار كم بودند.

پس از آن كه اروپاییان در دوران نوزایی (رنسانس) كتاب‏های علمی شرقی را از عربی به لاتین ترجمه كردند به خاطر بی‏دانشی خود، همه‏ی این دانشمندان را دانشمندان عرب نامیدند. و هنوز این نامگذاری بر جا مانده است. حتا امروزه نیز هیچ تلاشی برای اصلاح این اشتباه نمی‏كنند.

برای چند نفر از دوستان غیرایرانی خود این دو مثال را زدم:

١) آیا اگر یک چینی به مذهب مسیحی كاتولیک رومی بگرايد، می‏شود گفت كه وی ایتالیایی است؟

٢) اسحاق نیوتن و لایبننیز كتاب‏های علمی خود را به لاتین نوشته‏اند. آیا آنها را ایتالیایی می‌دانید؟

همین وضعیت برای دانشمندان ایرانی دوران اسلامی وجود دارد. به صرف این كه ابوریحان بیرونی مسلمان بوده و به عربی نوشته وی را عرب می‏دانند. یا حتا زكریای رازی كه اصلا دین را قبول نداشته و پذیرش نبوت را خلاف خرد انسان می‏دانسته دانشمند مسلمان می‏خوانند!

از سوی دیگر عرب‏ها نيز ادعای عرب بودن این دانشمندان را دارند. و هر كس را كه نامش با «الـ» شروع شود عرب می‏نامند. يا خودشان به نام او «الـ» اضافه می‏كنند. بعید نیست كه «ال پاچينو» و «ال گور» را نيز عرب بخوانند!

بامزه آن كه به تازگی كشورهایی مانند ازبکستان كه هنوز زمان زيادی از استقلال‏شان نمی‏گذرد ادعا می‏كنند ابوریحان بیرونی ترک ازبک بوده است!

اروپاییان هيچ گاه دانشمندان خود را با مذهب نمی‏شناسند. یعنی نمی‏گويند نیوتن دانشمند یهود یا لایبنیتز دانشمند مسیحی. بلكه نام كشور محل تولد آنها را به كار می‏برند. شاید با این خیال كه ملیت یک ایده‏ی اروپایی سده‌ی هفدهم میلادی است و در شرق وجود نداشته است. اما وقتی نوبت به ما می‏رسد ناگهان همه چيز به دین ختم می‏شود. همه فقط مسلمان هستند. حتا امروز.

برای نمونه به این خبر رویتر در ماه فوریه ٢٠٠٧/اسفند ١٣٨۵ نگاه كنید:

دانشمندان مسلمان در ریاضیات پیشرفت‏های چشمگیری كرده بودند.
با بررسی آثار معماری اسلامی به این نتیجه رسیده‏اند كه ریاضیدانان مسلمان ۵۰۰ سال پیش از دانشوران غربی به برخی الگوها و معادله‏های ریاضی دست یافته بودند.

اما در متن خبر درباره‏ی مقبره‏ی «درب امام» در اصفهان ساخته شده به سال ۱۴۵۳ م/٨٣٢ خ و قبری در مراغه ساخته شده به سال ١١٩٧ م/۵۷۶ خ صحبت می‏شود. گويا از به كار بردن نام ايران در عنوان خبر به عمد دوری كرده‏اند تا مبادا تصویر ایران در بین مردم غرب عوض شود!