Saturday, April 21, 2007

یادداشت‏هایی از گلستان سعدی - ١

شنبه ١/اردیبهشت/١٣٨۶ - ٢١/اپریل/٢٠٠٧

ما آثار شاعران و نویسندگان قدیمی‏مان را بیشتر به صورت آثاری صرفا ادبی می‏بینیم و کمتر به محتوای اجتماعی و تاریخی آنها توجه می‏کنیم.

من در یک بازخوانی از گلستان سعدی کوشیده‏ام یادداشت‏هایی بردارم که به نظرم جالب بودند و می‏شد از آنها نکته‏هایی فهمید. قصد دارم آنها را به تدریج در اینجا منتشر کنم.

باب هشتم: این باب شامل حکمت‏ها و گفته‏های کوتاه است.

١) سه چیز پایدار نماند: ... و علم بی‏بحث.

٢) ارتباط مسلمان و یهود:
به طیره گفت مسلمان: گر این قباله‏ی من -------- درست نیست، خدایا یهود میرانم!
یهود گفت: به تورات می‏خورم سوگند ------------ وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم!
(طیره: خشم)

٣)
خاک مشرق شنیده‏ام که کنند ------- به چهل سال کاسه‏ای چینی
صد به روزی کنند در مردشت ---------- لاجرم قیمت‏اش همی‏بینی

ظاهرا قدیم جنس‏های چینی کمتر بنجل بودند و کیفیت داشته‏اند!
مردشت= همان مرودشت در نزدیکی شیراز

۴) آبگینه همه جا یابی، از آن قدرش نیست.
تولید آیینه فراوان بوده و همه داشته‏اند.

۵) بس قامت خوش که زیر چادر باشد -------- چون باز کنی مادر مادر باشد!
ظاهرا مادر بزرگ‏های آن موقع تندرست بوده و به سلامت خود توجه داشته‏اند و به باشگاه تناسب اندام (fitness club) می‏رفتند.

۶) عادت غذاخوری مردم
حکیمان دیر دیر خوردند، عابدان نیم‏سیر، زاهدان سد رمق برگیرند، جوانان تا طبق برگیرند و پیران تا عرق کنند. قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس.

٧) مشورت با زنان تباه است.

٨) عقل در دست نفس مانند مرد عاجز است با زن گُربُز.
آن موقع هم مردان زن ذلیل بودند!

٩) شرط وام گرفتن:
وامش مده آن که بی‏نماز است --------- گرچه دهنش ز فاقه باز است
کاو فرض خدا نمی‏گذارد ------------ از قرض تو نیز غم ندارد

١٠) مرد ِ بی‏مروت زن است.

١١) اذل موجودات سگ است.

١٢) مُقامر را سه شش می‏باید ولیکن سه یک می‏آید.
ظاهرا اشاره به قماربازی با سه تاس است. زیرا تخته نرد دو تاس دارد.

١٣) اول کسی که علم بر جامه کرد و انگشتری در دست، جمشید بود.

۱۴) علم بهتر است یا ثروت؟
اهل فضیلت همیشه محروم باشند.

١۵) قدرت رشوه:
قاضی چو به رشوت بخورد پنج خیار --------- ثابت کند از بهر تو ده خربزه‏زار