Monday, April 16, 2007

مدرسه‏هاي ايران

دوشنبه ٢٧/فروردين/١٣٨٦-١٦/اپريل/٢٠٠٧

در تاريخ اسلامي، مدرسه بيشتر همان چيزي بوده است كه امروزه ما به نام حوزه‏هاي علوم ديني يا حوزه‏ي علميه مي‏شناسيم.

در شعرهاي حافظ و ديگر سخن‏سرايان پارسي مدرسه همواره به همين معنا بوده است.
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گير ------------ چه وقت مدرسه و بحث كشف كشاف است؟
فقيه مدرسه دي مست و فتوا داد --------- كه مِي حرام ولي بِه ز مال اوقاف است.
ز قيل و قال مدرسه حاليا دلم بگرفت ------- يك چند نيز خدمت معشوق و مِي كنم
(حافظ)
بحث و تكرار از براي دين بود در مدرسه ------ وز تو آنجا فوت شد اي عالم مختار، دين
(سيف فرغاني)

(كشاف در بيت اول اشاره به كتابي است در تفسير قران به نام ”الكشاف عن الحقيقة التنزيل“ به معناي ”آشكاركننده‏ي حقيقت وحي يا قران“ نوشته‏ي ابوالقاسم محمود زمخشري عالم ديني ايراني متولد خوارزم. وي به علت آن كه سال‏هاي زيادي در كنار كعبه زندگي كرده و معتكف شده بود لقب جارالله به معناي همسايه‏ي الله گرفت)

اين معناي مدرسه هنوز در زبان‏هاي اردو و تركي استانبولي (كه زير نفوذ پارسي بوده‏اند) رايج بوده و منظور از مدرسه هنوز ”مدرسه‏ي علوم ديني“ است.

در دوران نوين (مدرن) با ايجاد مدرسه‏هاي نوين به سبك غربي (مانند تاسيس مدرسه‏ي دارالفنون به فرمان اميركبير) و دنياگرا (secular) شدن نظام آموزشي در زمان رضا شاه، نظام آموزشي از دست آخوندها بيرون آمد و در زبان پارسي نيز مدرسه ديگر آن معناي قديمي را ندارد.

اما پس از انقلاب ايران در سال ١٣٥٧ و قدرت‏گيري آخوندها مدرسه دوباره از سبك دنياگرا برگردانده و به نوعي به مدرسه‏هاي علوم ديني تبديل شد و اين فرايند هر سال بيشتر پيشرفت مي‏كند. و دامنه‏ي اين مذهبي شدن و دنياگرازدايي (desecularization) به دانشگاه‏ها هم رسيده است. به طوري كه بيشتر هدف مدرسه‏هاي امروز ايران توليد طلبه و آخوند است تا دانش‏آموز و دانشجوي محقق. يكي از هدف‏هاي وحدت حوزه و دانشگاه نيز همين بوده است. يعني دانشگاه‏ها كه پيش از انقلاب مركزهاي علمي و دنياگرا بودند تبديل شدند به مركز آموزش علوم ديني.

براي نمونه به سرفصل درس‏ها نگاه كنيد. آموزش قران و عربي از دوران ابتدايي شروع مي‏شود. كودكاني كه هنوز زبان مادري خود را نمي‏دانند و نمي‏توانند خط نسبتا ساده‏ي پارسي را بخوانند بايد متن قران را به زبان و خط عربي بخوانند همراه با قواعد پيچيده‏ي عربي مانند حروف شمسي و قمري، يرملون، حروف علّه و هزاران چيز ديگر.

در دانشگاه درس متون اسلامي، تاريخ اسلام، معارف و اخلاق اسلامي اجباري هستند. اما هيج حرفي از تاريخ ايران و جهان يا جغرافياي جهان و ديگر علوم انساني نمي‏شود.