چهارشنبه ۴/آذر/۱۳۸۸ - ۲۵/نوامبر/۲۰۰۹
دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان (که در زبان انگلیسی به «هما کاتوزیان» مشهور است) به تازگی کتابی نوشته است دربارهی تاریخ ایران که قرار است نزدیک ۲۰ روز دیگر یعنی ۲۵ آذر ماه ۱۳۸۸ یا ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹ به بازار عرضه شود. این کتاب را میشود هم اکنون از راه کتابفروشی برخط آمازون پیشخرید کرد.
نام کتاب: ایرانیان: ایران باستان و دوران میانی و نوین (The Persians: Ancient, Mediaeval and Modern Iran)
نویسنده: هما کاتوزیان
سال انتشار: ۲۰۰۹
ناشر: دانشگاه ییل (Yale)
صفحه: ۴۴۸
از آنجا که کتاب هنوز در بازار نیست نمیتوان دربارهی آن داوری کرد. باید منتظر ماند تا محتوای کامل آن را خواند. اما با توجه به سابقهی دکتر کاتوزیان در زمینهی تاریخ ایران (ن.ک. نوشتههای پیشین من دربارهی گفتههای ایشان مانند این که گفته بود پیش از اسلام ایرانیان هیچ علمی نداشتند یا ایرانیان از خود خط مستقلی نداشتهاند) میتوان حدس زد در آن چیست. در روزنامهی گاردین چاپ بریتانیا نقدی دربارهی آن خواندم که یک جملهی آن تاییدکنندهی شک من بود. نقد را میتوانید در این نشانی بخوانید.
در این نقد گفته شده که این کتاب ۳۰۰۰ سال تاریخ ایران را دربرمیگیرد اما نیم بیشتر آن به ایران معاصر میپردازد. کاتوزیان معتقد است که آنچه رضا شاه پهلوی برای زنان ایران میخواست در واقع پس از انقلاب سال پنجاه و هفت خورشیدی عملی شد یعنی زنان به استقلال رسیدند و حضورشان در جامعه بسیار پررنگ شد و شمار زیادی از آنان تحصیلات عالی به دست آوردند.
اما آن یک جمله که تاییدکنندهی شک من بود چنین است:
For Katouzian, what unites these 3,000 years of history and makes them intelligible is arbitrary government, short-term, violent and insecure.
یعنی:
به نظر کاتوزیان، آنچه این ۳۰۰۰ سال تاریخ را به هم پیوند میدهد و آن را فهمیدنی میسازد حکومت استبدادی است که کوتاهمدت، خشن و ناامن (و ناپایدار) است.
یعنی برای دکتر کاتوزیان پیوستگی تاریخی ایران نه در هنر و معماری و ادبیات و باورهای دینی (مانند تقدس نور و آب و باور به رستاخیز و ناجی و ... از دوران میترایی و زرتشتی و اسلامی) و دیگر جنبههای فرهنگی بلکه تنها در وجود نظام استبدادی است! البته شاید این برداشت اشتباه از نویسندهی نقد باشد. شاید هم کاتوزیان همان جملهی معروف «سه هزار سال تاریخ ستمشاهی» را تکرار کرده باشد. آقای کاتوزیان که خود در ادبیات دست دارد و دربارهی سعدی و صادق هدایت و ... کتاب نوشته و در این مقاله هم از وی به عنوان «شاعر و منتقد ادبی» نام برده شده بایستی نظری بهتر از این میداشت. به قول حافظ:
میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این ------------- بر در میکده میکن گذری بهتر از این
هم چنین ن.ک. دکتر کاتوزیان و تاریخ - ۱
3 نظر:
در ایران علم به حالت نه چندان پیشرفته و به صورت ابتدایی موجود بوده است. ولی نه در حد رومیان و چینیان و حتی هندوان. مغان در سنتهای بدوی خود گیر کرده و از تغییر سخت نفرت داشته اند که این را میشود گفت ضد علم.بلاش برادر فیروز و عموی قباد به خاطر دایر نمودن گرمابه تاج و تخت خود را از دست داد.ولی لا اقل حجاب اجباری و عبادت اجباری در کار ایشان نبوده است. تفتیش عقیده نیز نبوده است.
جواد مفرد کهلان
این سخن که در ایران باستان علم نبوده است!کودکانه است.مگر علم در آن دوران چه بوده که در ایران نبوده است.بدون علم مگر میشد تخت جمشید را با ستون های بیش از بیست متر بلندا ساخت ؟ویا ایوان وتاق کسرا را با آن شکوه و..ساخت آیا داستان ساخت کاخ آپادانای شوش را در گزارش داریوش که شاید نخستین گزارش کارگاهی در جهان باشد ..یا مناقصه ی جهانی ساخت تاق کسرا را در شاهنامه نخوانده اید...واینه تنها در حوزه ی تخصص نکارنده ی این سطور بوده است تا در دیگر تخصص ها...اما در مورد آقایان براهنی وکاتوزیان-که نامی به اشتباه وبر گرفته از شاهنامه است-شاید دیگر چیزی برای گفتن نداشته باشند والبته میدانند که یورش به ایران وایرانی امروزه خوشایند برخی وبا احتمال نا آور برای برخی دیگر باشد..
بعضی ها مانند خودشیفتگانی چون ج. م. ک و ر. ب ظاهرا فقط به دیدن نیمه خالی علاقه دارند. بغیر از موارد مورد اشارهfariborz kh.borjsefidi:
اداره امپراتوری های بزرگ ساسانیان وهخامنشیان بدون دانش وعلم ممکن نبوده است. این امپراتوریها شهرنشین بوده اند نه بیانگرد و سرگردان. شهرنشینی دانش شهرسازی مانند معماری ومهندسی ساختمان وشهرداری یعنی مدیریت وبرنامه ریزی میخواهد. دانشگاه جندی شاپور در همان زمان ساسانیان ایجاد شد. امپراتوی بزرگ شبکه ارتباطی کارا میخواهد که داریوش ایجاد کرد. این دانش تبود؟. لشکرکشی مانند انچه خشایار شاه کرد شاهکار لجستیک ومهندسی بود. در زمان هخامنشیان و ساسانیان بیمه و مرخصی بارداری وبازنشستگی وجود داشت که در ایران تحت حکومت 900 ساله ترکان بر ایران وجود نداشت. اینها دانش نیست. دانش فقط سگم میشاشد ومیرود ودف ددف دف دف دفدف و "کتابی نوشته ام که تاریخ را زیر و رو خواهد کرد" است؟
در موزه اکسقورد قطعات متعلق به ایران باستان را بین بخشهای مختلف تقسیم کرده اند تا عظمت ان بنظر نرسددر صورتی که یونان وقبرس وروم وچین قسمت مخصوص وبنام خود دارند. یاقسمتهایی که در حال حاضر در کشور های دیگر قرار دارند را بنام ان کشور کرده اند وتاریخ برایش ساخته اند بدون انکه ذکر کنند که در انزمان قسمتی از امپراتوری پارس بوده اند.
Post a Comment