Saturday, February 09, 2013

برابر پارسی برای «لابی»

شنبه ۲۱/بهمن/۱۳۹۱ - ۹/فوریه/۲۰۱۳

واژه‌ی lobby در سده‌ی شانزدهم م. از laubia یا lobia در زبان لاتین دوران میانه به معنای «راهروی سرپوشیده در صومعه» به زبان انگلیسی وارد شده است. خود واژه‌ی لاتین هم از ریشه‌ی ژرمنیک است و louba در ژرمنیک کهن به معنای «راهرو» است. در زبان انگلیسی lobby به ورودی ساختمان‌های عمومی هم گفته شد. چنین راهرویی را در زبان پارسی «دهلیز» می‌گوییم. دهلیز هم چنین به معنای فاصله‌ی میان در و خانه است.

پیاده به دهلیز کاخ اندرون --------------------- همی رفت بهرام بی رهنمون (فردوسی)

رسول و خادم را در دهلیز فرود آوردند (تاریخ بیهقی).
«دهلیز» عربی شده‌ی «دالیز» پارسی است. گونه‌های دیگر «دالیز» عبارت اند از: دالیج، دَلیج. دلیجز. البته یک دالیز دیگر داریم که کوتاه شده‌ی «دالیزه/دالیژه» است که از «دال» (در عربی: عُقاب) و پسوند کوچک‌ساز «ایزه/ایژه» ساخته شده و به معنای «دال/عقاب کوچک» است. «دالیز» در پارسی میانه به صورت «دالیج» بوده است. واژه‌ی همخانواده با دالیز، «دالان» است که شکل‌های دیگر آن «بالان» و «بالانه» است.
اگر تو را گویند که در بالانی تاریک شو که ندانی در آن بالان چاه است یا سگ، زَهره‌ی تو آب شود از هول. (کیمیای سعادت، غزالی)
در سده‌ی نوزدهم م.، به ویژه در امریکا، چنین رسم شد که برای تاثیر در تصمیم‌گیری در مرکزهای قانون‌گذاری (مانند مجلس) عده‌ای در دهلیز این مرکزها گرد هم بیایند و با قانونگذاران صحبت کنند. از این رو فعل to lobby در زبان انگلیسی ساخته شد که معنای «تاثیر بر تصمیم‌گیری‌های قانونی» را یافت.

امروزه در صنعت مهمانداری/مهمان‌پذیری اصطلاح lobby به ویژه در هتل‌ها وارد زبان پارسی شده است. به نظر من نیازی به وام گرفتن این واژه نبوده است (مانند بسیاری واژه‌های دیگر در این صنعت) و می‌توان به آسانی از برابرهایی چون «ورودگاه» یا «درآیند» یا همان «دهلیز» استفاده کرد. از آنجا که شاید «دهلیز» برای این فضا مناسب نباشد می‌توان از گونه‌ی اصلی آن یعنی «دالیز» استفاده کرد. برای فعل to lobby هم می‌توان از همین «دالیز» کمک گرفت و فعل «دالیزیدن» را ساخت. آنگاه نام فاعل (در انگلیسی: lobbyist) را هم می‌توان «دالیزنده» یا «دالیزگر» خواند.