Tuesday, August 17, 2010

داستان شترنج - ۲

سه‌شنبه ۲۶/امرداد/۱۳۸۹ - ۱۷/آگوست/۲۰۱۰

پیشتر درباره‌ی داستان شترنگ (شترنج) نوشته‌ام و نشانی مقاله‌ی دکتر تورج دریایی درباره‌ی کتاب «شترنگ نامگ» را دادم که متن پهلوی مربوط به آوردن شترنگ از هندوستان است در زمان خسرو یکم (انوشیروان). امروز به طور تصادفی به چند مورد مربوط به داستان شترنگ و اصل و نسب آن برخوردم:

مورد نخست:
یک اسپانیایی به نام ریکاردو کالوو (Ricardo Calvo) در سال ۱۹۹۶ با دادن چند دلیل پیشنهاد کرد که شترنگ در اصل ایرانی بوده است:
۱- در نوشته‌های هندی پیش از ساسانیان اثری از بازی شترنگ (یا چاتورنگا) نیست. نخستین یادکرد از شترنگ در سانسکریت به سال‌های ۶۲۵ تا ۶۴۰ میلادی می‌رسد که پس از زمان خسرو یکم است.
۲- در هندوستان هیچ مهره یا نمونه‌ای از شترنگ به دست نیامده که از نمونه‌های ایرانی قدیمی‌تر باشد.
۳- شترنگ را مسلمانان به هندوستان برده‌اند. بازی «هشت‌پای» (ashtapada) که با یک صفحه‌ی هشت در هشت و دو تاس بازی می‌شده خیلی با شترنگ تفاوت دارد.
۴- واژه‌ی سانسکریت چاتورنگا ریشه‌شناسی دقیق و پذیرفته ندارد و تنها به معنای ارتش است. شاید هم به معنای بازی چهارنفره بوده باشد. چترنگ در زبان پهلوی به معنای «مهرگیاه» است یعنی گیاهی که شبیه انسان است. شاید چترنگ یعنی بازی‌ای که با مهره‌هایی شبیه انسان بازی می‌شده است. ساختار ارتش بازی شترنگ بیشتر شبیه ارتش ساسانیان است تا ارتش هندیان.

نمی‌دانم پژوهشگران در این باره چه نظری دارند و در چهارده سال گذشته کسی در این باره پژوهشی کرده است یا نه.

مورد دوم:
اما برایم جالب بود که دوازده سال پس از این موضوع یعنی در سال ۲۰۰۸ م. یک افریقایی به نام دکتر داییم شباز (Daaim Shabazz) در وبلاگ خود ادعا کرده است که اصل شترنگ افریقایی (مصر باستان) است و مردم موریتانی (یا مورها Moors) پس از گرفتن اسپانیا این بازی را به اروپا برده‌اند!


داییم شباز


شهبانوی مصری نفرتی‌تی در حال بازی سه‌نت


مورها در حال بازی شترنج در شهر کاستیل اسپانیا در سال ۱۲۸۳ م.

البته خود این مطلب بر پایه‌ی نوشته‌ای از شخصی پزشک به نام جوزف بیلی (Joseph A. Bailey) است.

مورد سوم:
اما شاید بی‌پایه‌ترین مورد درباره‌ی ریشه‌ی شترنج که امروز با آن برخورد کردم گفت‌وگوی دو هنرپیشه در فیلمی بود به نام «امریکا» (Amreeka) ساخته‌ی سال ۲۰۰۹ که در آن یک زن فلسطینی که کارمند بانک بود با پسرش در آروزی «زندگی بهتر» به امریکا مهاجرت می‌کنند و پسر در مدرسه از همکلاسان امریکایی خود آزار می‌بیند و به او زور می‌گویند و او را به خاطر عرب بودنش مسخره می‌کنند. در بخشی از فیلم، زن فلسطینی با دیدن مهره‌ی شترنج به دبیر امریکایی پسرش می‌گوید:

- هیچ می‌دانستید که شترنج را عرب‌ها اختراع کردند؟
- نه.
- بله. اصطلاح شهمات (checkmate) عربی است و در اصل «شیخ مات» بوده است یعنی شیخ مُرد.

این ریشه‌شناسی عامیانه نمونه‌ای است از پان-عرب‌گرایی که همه چیز را ساخته‌ی عرب‌ها می‌داند و همه‌ی دانشوران دوران اسلامی را عرب می‌خواند. حال آن که تمام منبع‌های تاریخی به زبان‌های مختلف مانند پارسی و عربی و اسپانیایی و لاتین و ... گواهی می‌دهند که عرب‌های مسلمان شترنگ را در ایران آموختند و تمام اصطلاح‌ها و واژه‌های این بازی از زبان پارسی به عربی رفته است. از جمله همین شهمات که به معنای آن است که شاه گیج و مات شده است و راه گریزی ندارد و ربطی به مرگ و مردن عربی ندارد. متاسفانه اشتباه گرفتن «مات» پارسی با «مات» تازی در برخی فرهنگ‌های زبان انگلیسی راه یافته است. اما کلارنس بارنهارت (Barnhart)، واژگان‌نگار امریکایی (درگذشته به سال ۱۹۹۳)، به درستی اشاره کرده است که این مات پارسی است و ربطی به فعل عربی «مُردن» ندارد. دست کم در واژه‌نامه‌های انگلیسی بخش نخست checkmate را به درستی «شاه» دانستنه‌اند و «شیخ» دانستن آن شاید از نوآوری‌های نویسنده‌ی این فیلمنامه باشد.

9 نظر:

adab doost said...

شهربراز عزیز
در باره شطرنج در وازه نامه فرهنگستان پادشاهی اسپانیا که مرجع رسمی زبان اسپانیایی است در باره شطرنج چنین مینویسند
ajedrez(شطرنج به اسپانیولی)del arabe hispanico: asshatrang ,este del arabe hispanico:shitrang este del "PELVI(PAHLAVI):chatrang
y este del sanscrit :chaturanga (de cuatro miembro)
که میخواهد بگوید این لغت در اصل در اسپانیولی بوسیله عربها ال-شطرنج نامیده میشده که از پهلوی چطرنگ امده و انهم از سانسکریت که به معنی چهار اندام بوده است
پس همان طور که دیدید اسپانیایی ها رسما از ریشه هندو-ایرانی این بازی اگاهند و سخنان این" مردک (از نامش نخست پنداشتم که یهودی است ) برایشان بیهوده است ی در شمال افریقا و اسپانیا سرداران ایرانی در سپاه مسلمانان فاتخح بودند که از نامدارترینشان رستمی ها هستند که حکومتی را در ان خطه بنیاد نهادند و نیز بهگفته بسیاری از تاریخ نویسان خود طارق که اسپانیا بدست او گشوده و گرفته شد و تنگه جبل الطارق به نام اوست ایرانی بوذده است ونیز میگویند شهر Xerez
که شراب ان نیز به نام خرز ویا شیراز مشهور است از بازماندههای همان ایرانی های اندلسی بوده است که چیزهایی از فرهنگ ایرانی خود را به اسپانیا اوردند پس گفته ان مردک بیجا است
اما در ریشه لغت این بازی من در کتابی خوانده بودم که ان در خواستگاهش میخواسته بگوید :چهار هنگ و در این بازی براستی چهار هنگ ارتشی به روش باستانی انروزها بروی تخته جای دارند

Azar said...

حال پرسش این است که چرا فردوسی در داستان شترنج آن را بازی ای هندی میداند؟ آذر

shahrbaraz said...

به ادب دوست
همان گونه که نوشتم من تنها این نظرها را نقل کردم و هیچ یک را نپذیرفته ام و نوشته ام که باید بررسی شوند.

ممنون که یادی از رستمیان اندلس کردید. متاسفانه میراث ایرانیان در اندلس نادیده گرفته می شود بیشتر از مسلمانان و عربها نام برده می شود. دکتر محمد حیدری ملایری، اخترشناس بزرگ و برجسته ی ایرانی در نپاهشگاه (رصدخانه ی) پاریس مقاله ای درباره ی تاثیر زیگ (زیج) ایرانی بر اخترشناسی اروپایی و نوزایش (رنسانس) نوشته است به این نشانی

http://aramis.obspm.fr/~heydari/divers/MHM_Persia_Toledo.pdf

درباره ی معنای شترنگ در نوشتار پیشین و نیز مقاله ی دکتر تورج دریایی بحث مفصلی شده است.

با سپاس
شهربراز

shahrbaraz said...

به آذر
درود.

باید توجه داشته باشید که فردوسی با امانت کامل و بر پایه ی منبع های در دست خویش شاهنامه را سروده است و از آنجا که در منبع او شترنگ از هند آمده او نیز همین داستان را سروده است.

درباره ی ایرانی یا هندی بودن شترنگ باید بیشتر پژوهش کرد.

با سپاس
شهربراز

adab doost said...

شهر براز با اجازه شما در اینجا میخواهم یادی از اندیشمند بزرگ اسپانیایی زبان (زاده آرجانتین) "خرخه لوییس برخس " بکنم که شیفته فرهنگ و اندیشه ایرانی بود و سروده ای دارد که در ان ایرانی بودن شترنج را یاد میکند
..El ajedrez y el algebra del Persa
..Se precisaron todas esas cosas para que nuestras manos se encontraran .
که می خواهد بگوید
"شترنج و جبر(ریاضیات)ایرانی همه این چیزها را بایسته شدند تا دستهایمان به یکدیگر برسند"

A.R-KH-A said...

امیدوارم دوست خوب نادیده ام همیشه قلمش پایدار باشد...
به امید ایرانی آزاد و آباد..
موفق باشی..
یا حق
ارخا

Azar said...

شما درست میگویید، اما پرسش همچنان بر جا خود خواهد ماند و البته با این نکته در ذهن که چرا منابع فردوسی چنین ادعایی کرده اند. باید توجه داشت که برخی از این منابع احتمالا به زبان پهلوی بوده اند.

میلاد said...

با تشکر از مطلب بسیار خوبتون.....این هم در دیکشنری لانگمن longman آمده:
Date: 1400-1500
Language: Old French
Origin: eschec mat, from Arabic shah mat, from Persian, ‘the king is left helpless’

از تبریز به شما درود می فرستم.

A.R-KH-A said...

با سلام خدمت دوست عزیز
اگر براتون مشکلی نیست
1- سندهایی که شاهان قاجار خود را به چنگیز یا.. می رساندند بزارید..
این مورد رو در جاهایی دیدم ولی دنبال حرف یا سخنی یا.. که در این مورد بهش پرداخته هستم...
2-در مورد دانشگاه جندی شاپور و آغاز و پایان این دانشگاه اگر مطلب کاملی دارید بزارید..
و..
با تشکر..
یا حق
ارخا