Thursday, December 11, 2008

ساسانیان در امریکا

پنج‌شنبه ۲۱/آذر/۱۳۸۷ - ۱۱/دسامبر/۲۰۰۸

چند روز پیش، جورج بوش، رییس جمهور کنونی امریکا، از تابلویی پرده‌برداری کرد که نقاشی در فیلادلفیا از آخرین روزهای او در مقامش کشیده بود.


جورج بوش از تصویر نقاشی خود پرده برداشت. (متن خبر را در اینجا بخوانید.)

شاید عده‌ی اندکی بدانند این کار از رسم‌های ساسانیان باشد. این کار بوش مرا به یاد نوشته‌ای انداخت از مسعودی، تاریخ‌نویس مسلمان، که درباره‌ی رسم ایرانیان و شاهان ساسانی چنین می‌نویسد:


در شهر استخر [=در نزدیکی تخت جمشید] پیش یکی از بزرگان فارس، کتابی .. حاوی ... و به علاوه‌ی تصویر شاهنشاهان ساسانی. «رسم چنان بود که در روز وفات هر شهریاری، تصویر او را می‌کشیدند - چه پیر، چه جوان - و جامه‌ی رسمی و تاج و هیات محاسن و نشانه‌های چهره‌ی او را در آن نقش نشان می‌دادند.» آن گاه آن تصویر را در گنج شاهی می‌سپردند «تا سیمای پادشاه مرده از خاطر آیندگان نرود.» («ایران در زمان ساسانیان»، آرتور کریستنسن، ترجمه‌ی رشید یاسمی، ص ۸۶)


رسم دیگر ایرانیان ساسانی که امروزه در امریکا رایج است اما باز عده‌ی اندکی از خاستگاه ایرانی آن آگاه‌اند و آن سخنرانی سالیانه‌ی رییس کشور یا به اصطلاح انگلیسی «وضعیت اتحادیه» (State of Union) است. باز مسعودی می‌نویسد که شاهان ساسانیان وقتی به تخت می‌نشستند و تاج بر سر می‌نهادند در یک سخنرانی ریز کارهایی را که قرار بود انجام بدهند بیان می‌کرند و این کارها در کتابی به نام «تاج نامگ» (تاج‌نامه) نگهداری می‌شد. (کریستنسن، ص ۸۷) این منبع در کنار گزارش‌های روزانه‌ی دربار ساسانیان (که تقلیدی بود از هخامنشیان) بعدها در نگارش خوتای نامگ (خدای‌نامه) به کار رفت. خداینامه را ابن مقفع به عربی برگرداند و بعدتر به پارسی نو ترجمه شده و منبعی شد برای فردوسی بزرگ در سرایش شاهنامه. و در شاهنامه نیز می‌بینیم که شاهان ساسانی وقتی به تخت می‌نشینند از کارهایشان می‌گویند. برای نمونه اردشیر بابکان چنین است:
چو تاج بزرگی به سر برنهاد --------------- چنین کرد بر تخت پیروزه یاد
که اندر جهان داد گنج من است --------------- جهان زنده از بخت و رنج من است
کس این گنج نتواند از من ستد ---------- بد آید به مردم ز کردار بد
چو خشنود باشد جهاندار پاک -------------- ندارد دریغ از من این تیره خاک
جهان سر به سر در پناه من است ---------------- پسندیدن داد راه من است
نباید که از کارداران من ------------------- ز سرهنگ و جنگی سواران من
بخسپد کسی دل پر از آرزوی ------------- گر از بنده گر مردم نیک‌خوی
گشادست بر هر کس این بارگاه --------------- ز بدخواه وز مردم نیک‌خواه
همه انجمن خواندند آفرین ---------------- که آباد بادا به دادت زمین

و پروفسور شادوران علیرضا شاپور شهبازی در مقاله‌ای نشان داده است که این سخنرانی اردشیر شبیه سخنرانی داریوش بزرگ است و نتیجه گرفته که ساسانیان به خوبی با کارهای هخامنشیان آشنا بودند و خود را جانشینان آنان می‌دانستند. (ن.ک. نوشته‌ی پیشین درباره‌ی ساسانیان و هخامنشیان.)

سیروس (کوروش) کار نیز در فیلم مستندی که درباره‌ی زندگی کوروش بزرگ ساخته به نام «در جستجوی کوروش» می‌گوید که تامس جفرسون، از بنیانگذاران جمهوری امریکا و نویسندگان قانون اساسی آن، کتاب «تربیت کوروش» یا «کوروش‌نامه» (Cyropaedia) نوشته‌ی گزنفون را داشت و الگوی رفتاری و کشورداری‌اش کوروش بزرگ بود.

3 نظر:

آرزو رضایی said...

درود
خیلی برایم جالب بود . نام شاهنامه نیز برگرفته از خدای‌نامه است . سپاسگزارم
شاد باشید

Anonymous said...

سلام علیکم
ببخشید
یعنی این که الان رئیس جمهور آمریکا یا رئیس جمهور روسیه یا نخست وزیر یا شاه یا ملکه ی فلان کشور نقاشی اش را بکشد
این کار
برگرفته از کار شاهان ساسانی است؟
کار به این سادگی
آیا نیاز به تقلید از دیگران دارد؟

راستی
ببخشید
آیا این سنت جناب عالی
که کامنتهای عمومی و علنی ی ناچیز را
یا از طریق ایمیل
یا از طریق کامنت خصوصی
یا از طریق پاراف کردن کامنت بنده در همین مکان مقدس
یعنی کامنتدانی ی وبلاگ خودتان
جواب می دهید
آیا احیاناً این هم الگوبرداری از شاهان ساسانی یا اشکانی یا هخامنشی یا مادها یا پارتها یا ... است؟

قربانت
سیدعباس سیدمحمدی
http://seyyedmohammadi.blogfa.com/

shahrbaraz said...

آقای سیدمحمدی
سلام.

من نگفتم صرف نقاشی کردن کسی تقلید از کار ساسانیان است. گفتم این که در روزهای آخر مسئولیت کسی نقاشی او را کشیدن برای نگهداری در تاریخ شبیه کار ساسانیان است.

درباره‌ی پرسش دوم‌تان هم باید تحقیق کنیم و ببینیم کدام یک از شاهان هخامنشی وبلاگ داشته‌اند و به نظر دیگران پاسخ می‌داده‌اند. بعد جواب‌تان را می‌دهم!!

شهربراز