Friday, January 23, 2009

دیوید نیکول و ارتش اسلام

آدینه ۴/بهمن/۱۳۸۷ - ۲۳/ژانویه/۲۰۰۹

مشغول خواندن کتابی هستم از دیوید نیکول به نام «ارتش‌های اسلام در زمان فتوحات».


نام کتاب: ارتش‌های اسلام در زمان فتوحات (Armies of the Muslim Conquest)
نویسنده: دیوید نیکول (David Nicolle)
سال انتشار: ۱۹۹۳ م/ ۱۳۷۲ خ
ناشر: آسپری (Osprey Publishing)
صفحه: ۴۸

در اصطلاح تاریخ اسلام، «فتوحات» (که به اصطلاح «جمع الجمع» است به معنای گشودن‌ها) جنگ‌ها و پیروزی‌های مسلمانان بر امپراتوری‌های ایران ساسانی و روم شرقی یا بیزانس است یعنی از زمان پس از مرگ پیامبر اسلام و آغاز خلافت تا اوایل دوران عباسیان.

کتاب از بخش‌های زیر تشکیل می‌شود:
- پیشگفتار
- نخستین جنگاوران پیامبر اسلام
- دوران گسترش
- خلافت امویان
- انقلاب عباسیان

دیوید نیکول از خاورشناسان بریتانیایی همه‌عرب‌انگار (pan-Arabist) است. وی در این کتاب خطاهای فراوانی مرتکب شده است. و برخی جمله‌هایش همدیگر را نقض می‌کنند. برای نمونه در صفحه‌ی ۸ چنین می‌نویسد:

ترجمه‌ی «جهاد» به «جنگ مقدس» اشتباه است زیرا جهاد در واقع به معنای تلاش و کوشش فردی و گروهی برای از بین بردن شرّ است هم در درون خویش و هم برای حفظ اسلام.

یعنی می‌خواهد بگوید که جهاد با جنگ فرق دارد. اما نیکول در ادامه در صفحه‌ی ۹ چنین می‌نویسد:
در استان‌های مرزی، والی مسئول به راه انداختن جهاد (waging jihad) علیه دشمنان اسلام بود.

پس اگر جهاد تلاش گروهی برای از بین بردن شرّ است چه گونه می‌شود آن را علیه دشمنان به راه انداخت و از فعل to wage برای آن استفاده کرد (که معمولا برای جنگ به کار می‌رود)؟ می‌دانیم که در آموزه‌های اسلامی جنگ با دشمن به عنوان جهاد کوچک (اصغر) و جنگ با شر درونی و هوای نفسانی جهاد بزرگ (اکبر) خوانده شده‌اند. نویسنده می‌توانست این توضیح کوتاه را بدهد.

و یا می‌دانیم که پیامبر اسلام سعی داشت در جامعه‌ی قبیله‌ای عرب به شایستگی و پرهیزگاری (تقوا) ارزش بدهد. از این رو برای نمونه اسامه را که پسری ۱۵ ساله بود به رهبری سپاه گماشت. (البته این کار پیامبر با مخالفت فراوانی روبرو شد.) اما نیکول به جای نقل این مورد در همان ص ۸ نوشته که در لشکر اسلام افراد در سن کم به فرماندهی می‌رسند و برای نمونه:
در زمان جنگ یرموک [جنگ مسلمانان با بیزانس در سال ۶۳۶ م = ۱۵ هجری] خالد ابن ولید که ۱۸ سال بیش نداشت ارتش بزرگی را رهبری کرد.

با این حساب یعنی خالد در زمان هجرت پیامبر اسلام ۳ ساله بود. پس در جنگ احد به سال ۴ هجرت (۶۲۵ م.) خالد باید ۷ ساله بوده باشد. چه گونه این پسر ۷ ساله رهبری نیروهای کافران و قریش را در جنگ با مسلمانان مدینه برعهده داشت و توانست با فریب و شبیخون خود نتیجه را به نفع قریش تغییر دهد؟ و وقتی در سال ۸ هجرت (۶۲۹ م.) - به حساب نیکول یعنی در ۱۲ سالگی - مسلمان شد پیامبر بدو لقب «شمشیر الله» («سیف الله») را داد؟ حال آن که خالد ابن ولید در سال ۵۹۲ م. برابر ۲۲ عام الفیل زاده شد. (عام الفیل یعنی سال فیل = سالی که لشکر ابرهه با فیل به مکه حمله کرد و بنای سالشماری عرب‌های مکه شد برابر ۵۷۰ م.). پس در جنگ یرموک خالد دست کم ۴۳ ساله بود نه ۱۸ ساله!

در همان ص ۸ نوشته
معاویه در زمان فتح سوریه [سال ۶۳۲ م/ ۱۱ هجری] بیست سال بیشتر نداشت.

اما معاویه نیز متولد سال ۶۰۲ م = ۳۲ عام الفیل بود. یعنی در زمان فتح سوریه دست کم ۳۰ ساله بود نه ۲۰ ساله.

این نویسنده حتا در شکل‌های کتاب نیز واقعیت‌های تاریخی را نادیده گرفته است و گاه آنها را وارونه کرده است. یکی از شکل‌های کتاب چنین است:

در این شکل نفر اول از سمت چپ «جنگاور انصار» است و نفر دوم «اساوره‌ی ایرانی» (Persian Asawira) و نفر سوم «نیروی کمکی بربر».

نخست این که «اساوره» جمع عربی «اسوار» است و یک نفر نمی‌تواند اساوره باشد! باید می‌نوشت Persian Aswar. دوم این که قیافه‌ی این اسوار ایرانی هیچ شباهتی به ایرانیان ساسانی ندارد. و مهم‌ترین اشتباه آن که اسوار ایرانی را بدون زره نشان داده و زره او را بر تن انصار مسلمان کرده است! این تصویر کتاب نیکول را مقایسه کنید با صخره‌کنده‌ی تاق بستان:



و یا با عکس روی جلد «اسواران ساسانی» نوشته‌ی دکتر کاوه فرخ:



مسلمانان انصار کلاهخود جوشن‌داری که تمام صورت را نیز بپوشاند نداشتند. بلکه این کلاهخود از ساخته‌های ساسانیان بود. البته پس از فتح غرب ایران ساسانی - یعنی میان‌رودان (بین‌النهرین) یا عراق امروزی شامل شهرهای مهم تیسفون و انبار - و پیوستن برخی نیروهای ارتش ایران به اسلام (از جمله نیروهای عربی که در سپاه ساسانیان خدمت می‌کردند)، بسیاری از تجهیزات و دانش نظامی ایران ساسانی به دست مسلمانان افتاد. در واقع این دست یافتن مسلمانان به فناوری نظامی و سلاح‌ها و تجهیزات ساسانیان و باز کردن انبار نظامی ایران یکی از دلیل‌های مهم برای پیروزی‌های برق‌آسای مسلمانان در فتح باقی ایران و دیگر سرزمین‌ها بود، دلیلی که بیشتر وقت‌ها نادیده گرفته می‌شود.

4 نظر:

آرزو رضایی said...

به نظر شما چرا هنوز هم این‌گونه بحث‌های نژادپرستانه مطرح می‌شود ؟

hamidhaiati said...

درود دوست عزيز
سپاس از تيزبيني و نگاه موشكافانه شما

shahrbaraz said...

به خانم رضایی
درود

بدون آن که وارد بحث سیاسی شوم باید اشاره کنم که بریتانیا از گذشته دنبال ایجاد تفرقه و جدایی و دشمنی بین مردم منطقه بوده است. همان سیاست قدیمی «تفرقه بیانداز و حکومت کن». هدف از راه انداختن فرقه‌هایی چون همه‌ترک‌انگار (pan-Turk) و همه‌عرب‌انگار (pan-Arabist) چیزی جز این نیست: ایجاد غرور کاذب و بی‌پایه در میان ترکان و عرب‌ها و مصادره کردن میراث ایرانیان به نام این دو گروه.

شهربراز

آرش said...

سشوار ایرانی هم خودش زره دارد و هم اسبش.
منتها زره اش زیر روپوش است ولی در پایین و ران پا زره اش مشهود است.