Wednesday, September 24, 2008

لطیف پدرام

چهارشنبه ۳/مهر/۱۳۸۷ - ۲۴/سپتامبر/۲۰۰۸

عبداللطیف (لطیف) پدرام شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار و استاد زبان پارسی و از فعالان سیاسی افعانستان است. وی به سال ۱۳۴۲ خ/۱۹۶۳ م در بدخشان زاده شد. پدرام رهبر کنگره‌ی ملی افغانستان نیز هست و در انتخابات رییس جمهوری در سال ۱۳۸۳ خ/۲۰۰۴ م از نامزدها بود.



برای آگاهی بیشتر می‌توانید به صفحه‌ی وی در ویکی‌پدیای انگلیسی نگاه کنید و نیز به این گفتگو گوش کنید.

لطیف پدرام از مخالفان بنیادگرایی اسلامی و اشغال نظامی افغانستان به دست نیروهای امریکایی است. وی هم چنین طرفدار ایجاد حکومتی عرف‌گرا (یا گیتیانه = secular) در افغانستان است. افزون بر این وی بر این باور است که مردم شمال و جنوب افغانستان (پشتون‌ها و غیرپشتون‌ها) در دو سده‌ی جداگانه زندگی می‌کنند! برای همین اگر حکومت فدرال برپا شود دیگر پشتون‌ها نمی‌توانند نظرهای عقب‌مانده‌ی خود را بر دیگران تحمیل کنند.

وی به درستی یادآور می‌شود که افغان مترادف پشتون است و نامیدن این کشور به نام «افغانستان» نادیده گرفتن غیرپشتون‌هاست. می‌دانیم که پشتون‌ها با حمایت بریتانیا به قدرت رسیدند و در زمان ناصرالدین شاه هرات را از ایران جدا کردند و کشور «افغانستان» را شکل دادند. پس از آن نیز سیاست‌های پشتون‌سازی را به کار بستند تا فرهنگ و زبان خود را بر دیگران تحمیل کنند. برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به مقاله‌ی «کیستی تبرخورده‌ی زبان پارسی».

اما آنچه من می‌خواهم بدان بپردازم و به ایران بیشتر مربوط می‌شود پیشنهاد وی برای تغییر نام کشور افغانستان است. وی می‌گوید برای درست کردن این اشتباه بهتر است که نام کشور را به نام قدیمی آن یعنی «خراسان» یا «آریانه» برگردانیم.

درست است که نام قدیمی این منطقه خراسان بوده است اما خراسان تاریخی تنها دربرگیرنده‌ی شمال افغانستان نبود بلکه خراسان ایران و بخش‌هایی از ازبکستان و تاجیکستان امروزی نیز جزوی از خراسان تاریخی اند. باید هوشیار باشیم که اگر نام خراسان بر کشور افعانستان نهاده شود آن وقت مشکلی که امروز با جمهوری حاکم بر منطقه‌ی تاریخی اران/شیروان داریم - که خود تا زمان جنگ‌های ایران و روس بخشی از خاک ایران بود و از سال ۱۳۰۷ خ/۱۹۲۸ م در پی سیاست‌های استعماری روسیه نام آذربایجان واقعی یعنی استان ایران را دزدیده - با کشور افغانستان نیز به وجود می‌آید.

نام دوم نیز مشکل دارد. درست است که امروزه خط هوایی و خبرگزاری افغانستان «آریانه» یا «آریانا» نامیده می‌شود اما از نظر تاریخی و به ویژه در نوشته‌های پارسی کهن - یعنی زمان هخامنشیان - آریانه همان ایران است به معنای سرزمین آریاییان. پس این پیشنهاد نیز اشکال تاریخی دارد.

به نظر من با توجه به پیشینه‌ی تاریخی این منطقه بهتر است از نام «بختریش» (Bakhtrish) یا بختریه» (Bactria) استفاده کنند که نام شهربانی (ساتراپی) هخامنشیان بود و پس از فروپاشی هخامنشیان و ورود یونیان حکومتی به نام «پادشاهی یونانی-بختریایی» (Greco-Bactrian Kingdom) در آنجا شکل گرفت. نام بختریه در پارسی میانه یا پهلوی به صورت بخل (Baxl) کوتاه شد و پس از اسلام، در پارسی نو به شکل «بلخ» درآمد. (همان طور که «مزغ» پهلوی در پارسی نو به شکل «مغز» درآمده است.)

پی‌نوشت:
این هم گفتگوی لطیف پدرام با روزنامه‌ی ایرانی نیمروز در سال ۱۳۷۹ خ/۲۰۰۰ م. برای تصویر با واگشود (resolution) بهتر روی آن کلیک کنید:



پی‌نوشت ۲:
شنیده‌ام که لطیف پدرام معتقد به وجود «استعمار فرهنگی ایران» در افغانستان (!) است و مردم افغانستان باید هویت جداگانه‌ای برای خودشان بسازند جدای از ایران. حال آن که افغانستان بخشی از ایران بزرگ است و با ایران پیشینه‌ی مشترک دارد و این حرفها شایسته نیست. دلسردکننده و جای تاسف است که به جای همگرایی، جداسری و خدشه‌دار کردن تاریخ را ساز کنیم.

8 نظر:

Anonymous said...

درباره‌ی نام نخست حق با شماست ولی نام دوم یعنی آریانا نه تنها به گمان من ایرادی ندارد بلکه مفید هم هست

Anonymous said...

درود بیکران بر شما
گمان می کنم شما به مسئله تنها از دید یک ایرانی نگریسته اید .مرزهای ایران امروزی هم با مرزهای ایران دیروز همخوانی ندارد . همانگونه که مرزهای خراسان امروز ( در فرض دگرگونی نام افغانستان به خراسان ) با مرزهای خراسان دیروز همخوانی ندارد . پس آیا باید تنها به همبن بهانه نام ایران را (برای نمونه) بگذاریم پارس ، همانگونه که برخی از افغانستانی ها ادعا دارند ؟( البته نه فرهیختگان افغانستانی )
فردید من این است که شما برای نپذیرفتن باورهای آقای پدرام دلیل خوبی نیاوردید
چندین کشور در محدوده ی ایرانشهر یا ایران کهن هست ، کدامیک این شایستگی را دارد که امروز نیز نام ایران را بر خود بنهد ؟ و چرا ؟
من به تاجیکان افغانستان حق می دهم که بخواهند همچون ما ، یک نام ناب بر کشور خود بنهند که نشانگر شهرآئینی(تمدن) دیرینه ی آنها باشد.
ولی اگر بخواهم از دید یک ایرانی به مسئله بنگرم ، کاملا با نوشته های شما همنگر هستم .
با ارج
محمدحسین

shahrbaraz said...

محمدحسین گرامی.
درود بیکران هم بر تو.

البته من چون شهروند کشور ایران هستم مسئله را از دید خودم بررسیدم. :)

به نظرم، دلیل من برای رد کردن تغییر نام افغانستان به «خراسان» به خاطر شباهت با نام استان ایران کافی است.

شاید دلیلم برای آریانه/آریانا کافی نباشد. اما چون من هم به تاجیکان افغانستان حق می‌دهم که نام ناب و با پیشینه بر کشور خود بنهند بختریه یا بلخ را پیشنهاد کردم که پایه‌ی تاریخی دارد و به زمان هخامنشیان برمی‌گردد.

به نظر من ایران امروزی به خاطر این که بیشترین سهم از ایران‌شهر ساسانی را برده و قلب ایران‌شهر بوده بیشترین شایستگی را برای به ارث بردن نام «ایران» دارد. می‌دانیم که پارس یا فارس تنها نام یکی از استان‌های ایران است.

شهربراز

Anonymous said...

به نظرم نام ایران شرقی نام مناسبتری نسبت به آریانه باشد

Anonymous said...

mitavand ghazneh namandash ke bishtarin peivastegiye tarixi ra ba an doreh yani ghaznavian darand.

Anonymous said...

لطیف پدرام بسیار پاسدار فرهنگ و تمدن پارسی‌ می‌باشد. به نظر من همه پارسیان باید از او حمایت کنند. او بسیار با ایران خوب است ولی‌ با توجه به جّو حکم پشتو و بنیاد گرای مذهبی‌ قطعا نمی‌تواند بطور رسمی‌ خود را پیرو ایران اعلام کند و گر نه او را زنده نخواهند گذاشت.
همین الان هم برای سرش جایزه گذشته و در حبس خانگی می‌باشد. خدا او را و تمامی‌ عاشقان این فرهنگ را از گزند وحشیان بی‌ فرهنگ و آدم کش و آدم فروش حفظ کند

Mohammad Arif said...

شما ایرانی ها آنقدر غرق خو پرستی هستید که انسان به حیرت میرود این خیال بافی را فقط در آن دنیا به دست آورده میوانید و آن هم به این شرط که به بهشت بروید افغانستان به اعتبار پشتونها افغانستان است نه تاجیکهاسخن دیګر اینکه تاجیکهای غیرت دارند آنها هم با شما مخالف انداین خیال بافی را رها کنید ورنه همه شما به جنون میروید

Anonymous said...

اما در مورد فارس و خراسان و ایران ، فعلا همین قدر میگویم که نام همین منطقه ی که ایران امروز ،بخش بزرگ ، ، اوغانستان امروز ، تاجیکستان امروز و بخش های از اوزبیکستان و بخشی از ترکمنستان امروز ، به طور عمده
در یک دوره تاریخی به نام آریانا ، ایران و بعد بخش بزرگ همان سرزمین به نام خراسان یاد میشد

ایران امروز ، یک بخشی از ایران بزرگ تاریخی است ، نه همه ی آن . ایران امروز بخش های را که قبل از این فارس گفته میشد ، یعنی مناطق غرب ایران را ، و بخشی از آن مناطقی که پس از غلبه تازی ها به نام خراسان یاد میشد ، یعنی بخشی از خراسان بزرگ را در بر میگیرد. این جای که امروز ایران نامیده می شود ، به طور عام در ادبیات سیاسی غرب به نام پرشیا یا همان فارس یاد می شد و هنوز هم در نبشته های زیاد از آن به نام پرشیا یاد می کنند ، اما دولت ایران در سال نوزده صد و سی و پنج میلادی ، در زمان ظاهر شاه ، تصمیم گرفت که مملکت خود را به نام " ایران " رسما نامگذاری کند . این یک کار بسیار زیرکانه و هوشیارانه بود که به ضرر مردمان ایرانی بخش های دیگر تمام شد. ایران نام مشترک تمام سرزمین های تاریخی ما بود که یک فرهنگ و زبان بر آن حاکم بود و اگر از روی شاهنامه قضاوت کنیم بخش زیاد آن سرزمینی که فردوسی به نام ایران خوانده است ، ولایات زیاد آن در اوغانستان امروزی ، تاجیکستان و مرو می باشد . به هر حال گرفتن و غضب کردن نام ایران از جانب دولت رضا شاه ، از برخی جهات برای ما زیانبار تمام شده است . من در این مورد یک نوشته دارم تحت عنوان
"چو ایران نباشد تن من مباد
در چند نوشته ی دیگر هم من به این مساله پرداخته ام . همچنان کسانی دیگر از همدیاران ما به این مساله خیلی به تفصیل پرداخته اند
اما به یک حساب ، اینکه نام ایران زنده مانده است ، هر چند که بالای یک بخش کوچک ایران اصلی نهاده شده است ، کلان غنیمت است . اما تلاش حاکمان اوغانستان و فاشیست های پشتونیست در صد و چند سال اخیر همین بوده است که ما را از ریشه های ایرانی ما ببرند و نام جعلی اوغان را بالای ما تحمیل کنند .
خراسانی هم همان ایرانی هست ، تاجیک هم همان ایرانی یا آریایی هست

اینکه برخی از ایرانی های امروزی ، اصل تاریخ را نمی دانند و گمان می کنند که منظور از ایران در تاریخ باستان و تاریخ عصر میانه ، همین ایران امروزی است ، دچار اشتباه می باشند . این مساله خیلی دامن دراز دارد . گپ طوری نیست که گویا همین ایران امروز که پایتخت اش تهران است مرکز و جای اصل و به حساب زمین مادر بوده و دیگر بخش ها از آن جدا شده است و یا به اصطلاح مال همین ایران امروز می باشد . موضوع خیلی پیچیده است و نیاز به یک نگرش تحلیلی و تفسیر تاریخی دارد که در این مختصر نمی توان آن را به درستی توضیح کرد . مقصد این است که تمام همان سرزمین بزرگ تاریخی که آریانا و ایران و خراسان یاد می شد ، در یک مرحله از تاریخ از هم پاشید و به چند پارچه تقسیم شد و امروز به نام های مختلف یاد می شود
شما یک مقاله از آقای "صاحب نظر مرادی " را که با عنوان " من چه گونه ما شدیم " است بخوانید . این مقاله در پایگاه تاجیک میدیا در بخش بایگانی و همچنان در وبسایت فراتر از مرزها موجود است و خیلی علمی این مساله پارچه شدن ایران تاریخی و اصلی را تشریح کرده است
من بعدا نام برخی کتاب های را که شما باید بخوانید برای تان می نویسم . همین لحظه در کار استم و فرصت درست ندارم که خوب تر بنویسم . این نامه را خیلی به عجله و شتاب نوشتم تا شما منتظر نمانید
اگر ممکن باشد شما به تالار انجمن همبستگی تاجیکان در پالتاک به روز شنبه تشریف بیاورید ، فکر می کنم در آنجا موضو رسم الخط زبان پشتو و قدامت ادبیات پشتو یاد خواهد شد . بحث این هفته روی کتاب پته خزانه است که بر مبنای اسناد جعلی بودن آن ثابت می شود
برای شما سعادت آرزو می کنم
حتما به تماس می باشیم
فعلا خدا نگهدار عظیم کوهستانی