Monday, July 23, 2007

دو نكته

دوشنبه ١/امرداد/١٣٨٦ - ٢٣/جولاي/٢٠٠٧

شاپور دوم ساساني
درباره موضوع شاپور ذوالاکتاف، باید توجه داشت که این لقب در تاریخ نگاری پس از اسلام، به شاپور داده شد. در تاریخ های معاصر شاپور دوم چنین چیزی وجود ندارد. "حمزه اسفهانی" و برخی دیگر آن را از این جهت دانسته اند که او شانه اسیران عرب را سوراخ کرد. ولی پژوهشگران مدرن در این مورد شک کرده اند. و آن را توجیهی برای لقب ذوالاکتاف (دارای کتف ها) دانسته اند. یعنی نخست در تاریخ های عربی او را ذوالاکتاف دانسته و سپس تلاش کردند تا ذوالاکتاف را معنی کنند و یکی از معانی سوراخ کننده کتف اعراب در نظر گرفته شده.
نولدکه معنی آن را قدرتمند از نظر سیاسی می داند می گوید، این لقب بدین دلیل داده شد که او توانست بارهای سنگین پادشاهی را به شانه بگیرد و پیرنیا آن را برخاسته از فیزیک بدنی شاپور می داند. بنابراین پیش از آنکه تلاش کنیم تا اتهامات را توجیه کنیم، باید ببینیم که اصلا آن اتهامات حقیقت دارند یا خیر؟

ايران و مصر

مصری ها پس از هلنی شدن، لاتینی شده، سپس مسیحی شده و در پایان مسلمان عرب شدند. هیچ ملتی در جهان به اندازه مصر، با گذشته خود فاصله ندارد. وارون بر آن، ایران ما یورش مقدونیان، رومی ها، اعراب و ترکها و مغولها را پشت سر گذاشت و هویتش در طول هزاره ها با تغییراتی، پابرجا ماند. پس این 2500 سال زنده، بسی بیش از آن 6 هزار سال مرده مصری ارزشمند است. چون نام فرزندان امروز ما "کوروش" و "کامبیز" و "داریوش" و "اردشیر"، "آتوسا"، "پریسا"، "ماندانا"، "روشنک یا روکسانا"، "استاتیرا یا ستاره" و "اشکان" و "فرهاد" و "مهرداد" و "خسرو" و ... دیگر نامهای 2500 تا 1400 سال پیش است ولی هیچ مصری نمیتواند نام فرزندش را "خاسه خِموی"، "ایم هوتپ"، "خوفو"، "آمنم هت"، "توت موس"، "هات شپ سوت"، "آخه ناتون"، "توتان خامون"، "پسامتیک" و ... بگذارد.

برگرفته از وبلاگ روزنامك