Friday, July 20, 2007

حماسه‏هاي اسلامي - ١

جمعه ٢٩/تير/١٣٨٦-٢٠/جولاي/٢٠٠٧

به سبك اعلان‏هاي دهه‏ي ١٣٦٠: يك بار ديگر دست منحوس اجانب از آستين فريب خوردگاني درآمد كه قصد دارند به مفاهيم بلند و آرماني ملت ما خيانت كنند .......

جدي نگيريد. اما باز جمهوري اسلامي ايران و به خصوص ”سيماي“ آن تصميم گرفتند در مورد يك موضوع مهم حرف بزنند.

به تازگي سريالي از تلويزيون ايران پخش مي‏شود به نام ”چهل سرباز“. وقتي تبليغ آن را ديدم گيج شدم چون شمشير ذوالفقار را نشان مي‏داد و بعد شخصي كه ظاهرا اسفنديار بود و ... ياد رابطه‏ي پيچيده و مرموز آقاي گودرزي و خانم شقايقي افتادم. بعد كه چند دقيقه از يك قسمت آن را ديدم فهميدم موضوع از چه قرار است.

اين بار نوبت اسلامي كردن ايران باستان و حماسه‏هاي ملي ايران شده است. روندي كه پس از فتح ايران در ١٤٠٠ سال پيش شروع شد و هنوز نيز ادامه دارد.

سابقه

همان طور كه پيشتر نوشتم وقتي عربان ايران را فتح كردند به گمان اين كه ايرانيان آتش‏پرست و بت‏پرست هستند (دروغ و گماني كه هنوز هم نه تنها عربان بلكه بسياري از ايرانيان نيز باور كرده‏اند) شروع كردند به ويران كردن هرچه كه به خيال آنان نشاني از كفر داشت. ايرانيان نيز براي جلوگيري از اين ويراني متوسل شدند به ساختن داستان. مثلا گور بهرام ساساني در شوش شد قبر دانيال نبي. خرابه‏هاي پارسه‏گرد (پرسپوليس يا همان تخت جمشيد) شد مشهد [محل شهادت و مزار] مادر حضرت سليمان و ظاهرا همان كاخي كه طبق افسانه‏هاي سامي (اسراييليات) ديوها براي حضرت سليمان ساخته بودند. آتشكده‏ي بزرگ آذرگشنسب در آذربادگان شد تخت سليمان. سدي كه انوشيروان براي مقابله با اقوام بيابانگرد در مرز شمالي ايران ساخته بود و نيز سدي كه در قفقاز ساخته بود شد سد اسكندر يا ذوالقرنيني كه در قرآن گفته شده. به همين ترتيب ساير مكان‏ها رنگي اسلامي/قرآني/سامي گرفتند تا حفظ شوند.

اين تخريب و مبارزه به جنبه‏هاي فيزيكي تمدن ايران پيش از اسلام محدود نمي‏شد. مسلمانان با جشن نوروز و جشن سوري و ديگر جشن‏هاي ايراني نيز مخالف بودند. (كاري كه حكومت اسلامي ايران نيز همچنان به آن ادامه مي‏دهد و قصد دارد نوروز و سيزده به در را حذف و با جشن‏هاي اسلامي جايگزين كند. )

به همين خاطر ايرانيان در ابتدا با پرداخت پول به واليان مسلمان جشن‏هاي خود را برگزار مي‏كردند. بعد نيز شروع كردند به ساختن حديث در توجيه جشن‏هاي خود. مثلا بر اساس حديثي از امام صادق نوروز شد همان روزي كه خدا حضرت آدم را آفريد و روزي كه حضرت علي در غدير خم به امامت رسيد و هر مسلمان بايد در اين روز لباس پاكيزه بپوشد و عطر بزند و به ديدار ديگران برود. جشن سوري كه آتش روشن كردن براي فروهرها (ارواح درگذشتگان) بود به خاطر آن كه عرب‏ها روز چهارشنبه را نحس مي‏دانستند شد جشن چهارشنبه سوري و آتش روشن كردن نيز براي رفع نحسي و دفع ارواح خبيثه شد. همچنين جمعه‏ي آخر سال هم شد روزي براي ديدار درگذشتگان يا به اصطلاح زيارت اهل قبور. ايرانيان به آب به عنوان يكي از چهار آخشيج (عناصر اربعه! در كنار خاك و باد و آتش) احترام مي‏گذاشتند و آن را پاكيزه نگه مي‏داشتند. طبق روايتي آب شد مهريه‏ي حضرت فاطمه زهرا. و بسياري از ترفندهاي مشابه كه ديگر امروز بخشي از باورهاي همگاني شده‏اند.

اصلا يكي از هدف‏هاي فردوسي از سرودن شاهنامه زنده نگه داشتن تاريخ اسطوره‏اي/حماسي ايران و آداب پهلواني و رسوم مردانگي ايران پيش از اسلام بود و نيز حفظ زبان پارسي.
بسي رنج بردم در اين سال سي --------- عجم زنده كردم بدين پارسي


معرفي سريال چهل سرباز
سريال تركيبي است از داستان نبرد رستم و اسفنديار، جنگ خندق، زندگي خود فردوسي، جنگ ايران و عراق، و ظاهري گريزي به آينده.

در ابتدا شايع شده بود كه اين پاسخ تلويزيون ايران است به فيلم ٣٠٠. اما نويسنده و كارگردان آن را تكذيب كرد و گفت اين داستان از سال ١٣٨١ در دست تهيه بود كه هيچ خبري از فيلم ٣٠٠ نبود. (متن كامل مصاحبه) يعني ٥ سال بودجه صرف اين داستان شده! حيف يك روز.

البته در اين مصاحبه ادعا كرده است كه به جز زمان تحقيق براي اين مجموعه، ٤٠ سال نيز روي شاهنامه كار كرده است. اين هم نمونه‏اي از اظهار فضل جناب كارگردان و نتيجه‏ي ٤٠ سال تحقيق ايشان:

مثلا مي‌گويد: «كه گفتت برو دست رستم ببند / نبندد مرا دست چرخ بلند». اگر مي‌خواستم از ادبيات غليظ گذشته استفاده كنم، جز كسالت براي بيننده چيزي نداشت. بايد شيوه‌اي را اتخاذ مي‌كردم كه يك شيريني، حلاوت و شگفتي در واژگانش باشد و جوان امروز لذت ببرد.

ادبيات غليظ يعني چه؟ مگر رب گوجه فرنگي با مرباي آلبالو است؟ مثالي كه زده از زيباترين بيت‏هاي شاهنامه است. من نمي‏دانم اگر به گمان وي اين بيت و مشابه آن براي بيينده به جز كسالت نمي‏آورد اصلا چرا به شاهنامه دست درازي كرده است.

فارس نيوز داستان سريال را اين گونه خلاصه مي‌كند: "در داستان مجموعه تلويزيوني چهل سرباز، كشور ايران در سال ١٤٠٠ هجري شمسي بصورت جزيره‏اي فرض شده كه دشمن در تدارك اشغال و حمله به اين جزيره است. در اين ميان اميد و طيبه زن و شوهري هستند كه احساس خطر كرده و به دنبال راهي براي جلوگيري از اين هجوم هستند كه به صورت خيالي توسط حضرت آدم به اعماق تاريخ مي روند و بزرگان تاريخ را از دوره‏هاي مختلف (صدر اسلام ، اسطوره‏هاي شاهنامه و نيروهاي ايراني زمان حال به فرماندهي شهيد همت) جهت محافظت از اين ميهن به ياري مي‌طلبند." فارس نيوز

چرا ايران به صورت جزيره درآمده است؟! شايد فكر مي‏كنند در سال ١٤٠٠ خورشيدي از ايران فقط جزيره‏ي كيش باقي مانده است؟ شايد براي پايان ساخت نيروگاه اتمي بوشهر تمام كشور را فروخته و پولش را به گلوي گشاد روس‏ها ريخته‏اند؟ و خليج پارس را نيز حتما نوكيسگان حاشيه‏ي جنوبي خليج پارس گرفته‏اند!

در سال ١٣٨٢ روزنامه‏ي ايران چنين خلاصه‏اي در مورد آن داده بود: خلاصه
وي هدف از ساخت اين مجموعه را يادآوري شكوه مردان ايران زمين و غفلت زدايي از اينكه ايران و ايراني همواره با عزت زيسته و از فتنه‏ها و سختي‏ها و رنج‏ها، با اقتدار به درآمده اند عنوان كرد. (متن خبر)
محمد نوري‌زاد متولد سال ١٣٢٥ تهران و دانش‌آموخته رشته مهندسي برق است. از اولين سال‌هاي پس از انقلاب به عرصه هنر گرايش نشان داد و اولين ساخته‌اش يعني فيلم سينمايي ”همه با هم“ را در سال ١٣٦٥ عرضه کرد. (روزنامه‏ي هم ميهن)