Sunday, January 08, 2017

واژه‌شناسی: خراسان و شام و ژاپن

دوشنبه ٢٠/دی/١٣٩۵ - ٨/ژانویه/٢٠١٧

اهمیت خورشید در زندگی ما انکارناپذیر است. اما چندین سرزمین هستند که نامشان به برآمدن خورشید پیوند دارد و هر یکی از دید مردم ناحیه‌ای از زمین به برآمدن خورشید بستگی دارد. در این جستار بدین سرزمین‌ها می‌پردازم:

خراسان
----------
همان گونه که می‌دانیم واژه‌ی «خُراسان» در اصل و در زبان پارسی میانه «خور آیان» بوده است به معنای «جایی که خورشید از آن می‌آید». فخرالدین اسعد گرگانی هم در کتاب «ویس و رامین» به همین معنا اشاره کرده است:

زبان پهلوی هر که او شناسد ------------- خراسان یعنی «آنجا که او خور آسد»
«خور آسد» پهلوی باشد «خور آید» ---------- خور از آنجا سوی ایران بر آید

این مفهوم را در زبان عربی «مشرق» می‌گویند یعنی جای شرق یا برآمدن خورشید. در زمان ساسانیان شاهنشاهی ایران شهر چهار بخش شده بود که هر بخش را کوست / kust می‌گفتند و یکی از این کوست‌ها خوراسان بود. که پس از اسلام به همان نام خراسان خوانده شد و امروزه آن را «خراسان بزرگ» می‌گویند و شامل سرزمین‌های شرق ایران از جمله استان خراسان (که در سال‌های اخیر به سه استان تقسیم شد)، شمال کشور افغانستان امروزی، و بخش‌هایی از جمهوری‌های جدید تاجیکستان و ازبکستان است.

در پارسی میانه، جهت مقابل خورآسان/خُرآسان را خُوربران می‌گفتند یعنی جایی که خورشید را با خود می‌برد. یا جایی که خورشید می‌رود. این مفهوم را هم در زبان عربی «مغرب» می‌گویند یعنی جایی که خورشید غروب می‌کند یا فرومی‌نشیند. به نظر می‌رسد در پارسی نو و پس از اسلام واژه‌ی «خُور بران» به «خاوران» کوتاه شده است و به معنای «شرق/مشرق» به کار رفته است! البته به نظر من «خاوران» می‌تواند کوتاه شده‌ی «خور آوران» باشد یعنی سویی که خورشید را می‌آورد.

شام
-------
سرزمینی که امروزه «سوریه» خوانده می‌شود در واقع کوتاه شده‌ی «آسوریه»/Assyria در لاتین و یونانی است که همان «آشور» باستانی است. نام سوریه از زمان جنگ جهانی دوم به این سرزمین داده شد که اروپاییان سرزمین‌های عثمانی را تکه پاره کردند و این بخش به کشور فرانسه رسید. نام تاریخی این سرزمین به ویژه پس از اسلام «شام» بوده است. در فرهنگ دهخدا درباره‌ی نام «شام» چنین آمده است:

- صاحب «تاج العروس» گوید: «شهری که در جهت چپ قبله قرارگرفته باشد یا آن شهری که فرزندان کنعان چون بر سر دوراهی رسیدند به سمت چپ رفتند و یا آن که منسوب باشد به سام بن نوح. اصلاً این کلمه سام بوده است و سپس سین تبدیل به شین گشته است». ولی این قول را بسیاری از مورخان نامی نادرست دانسته اند زیرا گویند که سام هرگز پای بدانجا ننهاده و آن را ندیده است چه رسد به آن که او آن را ساخته باشد.

- و وجه دیگر ... این که به رنگ سپید و سرخ و سیاه است و پس از تحقیق درباره ی وجوه فوق وجه اول را پسندیده اند.

- صاحب «مُعجَم البُلدان» نویسد: احتمال می‌رود شام مشتق از الید الشؤمی به معنی دست چپ باشد

- صاحب «اقرب الموارد» گوید: به معنی آن زمین باشد که شامات است یعنی سپید و سرخ و سیاه و بنابراین مشتق از «شامه» به معنی «خال» باشد.

در واقع ریشه‌شناسی درست همین «دست چپ» است. زیرا اگر در عربستان و حجاز به سوی شرق یا خراسان (جای برآمدن خورشید) بایستیم، سرزمین سوریه در سمت چپ خواهد بود. نکته‌ای که این موضوع را تایید می‌کند سرزمین دیگری است که در سمت راست قرار خواهد گرفت و در زبان عربی «یمن» خوانده می‌شود و یکی از معناهای «یمن» همین دست راست است. در زبان و باور مردمان عرب، مانند برخی دیگر زبان‌ها و مردمان، دست راست نشانه‌ی شگون و نیکی بوده است و دست چپ نشانه‌ی بدشگونی و زشتی بوده است. «شام» به معنای دست چپ با واژه‌ی «شوم» به معنای بدشگون همریشه و همخانواده و هم‌معنا است. ریشه‌ی همه‌شان «ش/ئ/م» است. یَمَن و یَمین و یُمن هم همریشه و همخانواده اند. سرزمین یَمَن را در زبان لاتین «عربستان خوشبخت» / Arabia Felix می‌گفتند. سرزمین شام از نظر ریشه‌شناسی هیچ ربطی به پسر نوح یعنی «شام» یا «سام» ندارد.

در زبان لاتین نیز دست چپ نشانه‌ی بدشگونی و زشتی بوده است. از این رو در زبان انگلیسی sinister به معنای پلید و شیطانی است که در اصل لاتین و در زبان ایتالیایی امروز به معنای «دست چپ» است. همچنین در زبان فرانسه‌ای هم واژه‌ی gauche به معنای دست چپ است و در زبان انگلیسی این واژه هم به معنای خبیث و بدکار است و نام gauchery به معنای بدکاری است.

سرزمین شام را در زبان لاتین و فرانسه‌ای کهن و میانه و البته انگلیسی امروزی Levant می‌گویند که از فعل levare در زبان لاتین آمده است به معنای «برآمدن خورشید». پس Levant به همان معنای «خورآسان» است، جایی که خورشید بر می‌آید. البته از دید مردمی که در کنار دریای مدیترانه باشند.

ژاپن
-------------
نام کشور ژاپن در زبان خودشان نیپون / Nippon است. این واژه خود از زبان چینی گرفته شده است و از دو بخش ساخته شده است: نیچی / nichi به معنای خورشید + هون / hon به معنای خاستگاه. پس نیپون هم به معنای خاستگاه خورشید است. یا همان «خورآسان». این بار از دیدگاه مردم چین چون سرزمین ژاپن در شرق چین قرار دارد. این که لقب کشور ژاپن را «سرزمین آفتاب تابان» می‌گویند در واقع اشاره به همین ریشه‌شناسی و معنای نام «نیپون» است. نام پیشین ژاپن در برخی از زبان‌ها از جمله در انگلیسی و فرانسه‌ای همین نیپون بوده است.


آناتولیا
---------
آخرین سرزمینی که با همین مفهوم برآمدن خورشید پیوند دارد سرزمین آناتولیا است. این واژه هم در زبان یونانی به معنای «جای برآمدن خورشید» است. زیرا پیشوند ana به معنای «بالا» است و tolia از فعل tellein به معنای انجام دادن است و در کل به معنای «برآمدن» است. از دید مردم یونان هم این سرزمین جای برآمدن خورشید بوده است.

در دوران پس از اسلام در زبان عربی این نام را به صورت «آناطولیا» نوشته‌اند و امروزه در پارسی بیشتر با تلفظ فرانسه‌ای آن یعنی «آناتولی» شناخته می‌شود. در خود زبان ترکی استانبولی و ترکی عثمانی آن را «آنادولو» / Anadulu می‌گویند که شکل گشته / تحریف شده‌ی واژه‌ی یونانی است.

(تاریخ نگارش اصلی: سه‌شنبه ١٣/بهمن/١٣٩۴ - ٢/فوریه/٢٠١۶)