Wednesday, October 01, 2008

دربی!

چهارشنبه ۱۰/مهر/۱۳۸۷ - ۱/اکتبر/۲۰۰۸

این روزها در زمینه‌ی ورزشی شاهد اصطلاح تازه‌ای هستیم به نام «دربی»! به گمان من این هم نشانه‌ی دیگری از بیماری فرهنگی امروزی ما ایرانیان است یعنی این که پراندن واژه‌های انگلیسی نشانه‌ی فضل و روزآمد بودن است. انگار در مملکت ما دیگر فرهنگ (لغت‌نامه‌ی) انگلیسی به پارسی چاپ نمی‌شود و مردم هم دیگر زبان خودشان یادشان رفته است.

دربی تلفظ امریکایی Derby است (تلفظ بریتانیایی و به نظر من درست‌تر: داربی)، و آن شهری است در شهرستان داربی‌شایر انگلستان و یکی از مرکزهای مسابقه‌های اسب‌دوانی در این کشور. این مسابقه‌ها بین اسب‌های ۳ ساله برگزار می‌شود. به نوشته‌ی فرهنگ وبستر، این اصطلاح از سال ۱۸۴۰ م/ ۱۲۱۹ خ به کار رفته است به نام جناب ادوارد استنلی (Edward Stanley)، دوازدهمین ارل داربی، که این مسابقه‌ها را پایه گذاشت. پس از آن در زبان انگلیسی به تدریج اصطلاح داربی به هر نوع مسابقه‌ی دیگری نیز گفته شده است از جمله fishing derby یعنی مسابقه‌ی [همگانی] ماهی‌گیری. معنای باریک‌تر داربی مسابقه بین دو رقیب سرسخت و سرشناس است.

حال روزنامه‌نگاران و ورزشی‌نویسان ایرانی همین معنای آخر را می‌خواهند به زور وارد زبان پارسی کنند مانند دربی استقلال و پرسپولیس! مگر در ۳۰-۴۰ سال گذشته که این دو تیم با هم بازی کردند چون اصطلاح «دربی» به کار نمی‌رفت مردم نمی‌فهمیدند چه خبر است؟ به نظر من اصلا نیازی نیست ما این اصطلاح را به کار ببریم.

پی‌نوشت:
ندای گرامی پیغام گذاشته که در روزنامه‌ها و سیما به جای داربی از برابر «شهرآورد» (آورد یا نبرد شهری) استفاده می‌شود. اما باز مثل این که وسوسه و عشق پراندن واژه‌های انگلیسی برای اظهار «فضل» (!) و دوری از زبان ملی خودمان بعضی‌ها را راحت نمی‌گذارد!

2 نظر:

Neda said...

شهربراز گرامی سلام

در بسیاری از روزنامه‌ها و در سیما هم به جای واژهء دربی از شهرآورد استفاده می‌شود.
تنها ما مردم هستیم که باید یاد بگیریم از واژگان درست استفاده کنیم

شاد باشی

ندا

Anonymous said...

شهربراز گرامی،

این بیماری همه گیر شده بوده و هست. در تاریخ، عربی بود و در دوران معاصر فرانسوی و عربی و سپس انگلیسی و باز هم عربی. مثلا به این نوشتار از آقای ابطحی در مورد قلمبه سلمبه‌های عربی توجه بفرمایید:

http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146309532

همسایه‌ای داشتیم که خواهرش دو هفته به آمریکا رفته و سپس به دلایلی بازگردانده شده بود. روزی این خواهر با خانم همسایه‌ی دیگری از خیابان صحبت میکرد. یعنی خانم همسایه در طبقه‌ی چهارم و آن خواهر در خیابان بود. داشتم رد میشدم که خواهر در پایان سخن میگفت:
« OK، سعید رو هم ببوس»

سعید کی بود؟ شوهر ِ خانم همسایه !!

یکی از دوستان، چند بار از همین ابطحی گرامی خواسته است که واژه‌های «ایمیل» و «وب سایت» را در بخش نظراتشان به معادل فارسی آنها که فرهنگستان مصوب کرده، برگردانند. ایشان را نیز چون آقای لاریجانی (که به وی در همان نوشتار انتفاد میکند) گوش شنوایی نیست. ظاهرا عشق خارجی صحبت کردن هم‌میهنان ما را رها نمیکند و تنها، نگاه‌های عاقل اندر سفیه‌ و انتقادهایشان را زمانی میبینیم که ما از واژه‌های فارسی به جای عربی یا انگلیسی استفاده میکنیم!!