Saturday, September 02, 2006

ارتباط ايران و جنوب لبنان

شنبه ٢/سپتامبر/٢٠٠٦ - ١١/شهريور/١٣٨٥

مجموعه مقاله‏هاي جالبي خواندم از اسماعيل نوري علا درباره‏ي ارتباط تاريخي ايران و جنوب لبنان در اين نشاني:

-در واقع می توان گفت اسلامی که «تسنن» نام گرفت اختراعی غيرعرب است و در آن ميان سهم عمده به بخشی از دينکاران خودفروخته زرتشتی تعلق دارد که به صورت فقهای اسلامی رنگ عوض کردند و به تدوين شريعت اسلامی بر موازين خرافات زرتشتی (که خود هيچ ربطی به آموزه های زرتشت دو هزار سال پيش از ساسانيان نداشت) پرداختند. اغلب بزرگان فقه مذاهب چهارگانه تسنن، ايرانی (و روحانی زرتشتی زاده!) بودند؛
- تشيع، برخلاف دروغی که امروز گفته می شود و آن را محصول «نبوغ ايرانی» و وسيله ای برای ادامه «پادشاهی خونی و ميراثی» می دانند، در آن هزار سال هيچگاه جائی گسترده در ايران نداشت.
- در دل قلمرو گسترده دولت مقتدر عثمانی، شيعيان اثنی عشری (که بنياد مذهبشان بر پايه فرض نامشروع و غصبی بودن مسند سه خليفه راشدين مورد احترام سنی ها و لعنت کردن آنان گذاشته شده بود) تنها به مدد تقيه کردن و سياسی عمل نکردن توانسته بودند زنده بمانند، بعلت راه نداشتن به مراتب بالای زندگی اجتماعی، جزء فقيرترين و عقب مانده ترين اقشار اجتماعی حکومت اسلامی محسوب می شدند. و اگر در جاهای ديگر دنيا در اقليت بودن توانسته باشد برای برخی از مردمان به يافته شدن راه هائی در راستای دستيابی به ثروت و منزلت اجتماعی منجر گردد، در مورد شيعيان اثنی عشری ساکن در قلمرو سلطنت اسلامی اين امر چيزی جز تسلط فقر و غوطه ور شدن در خرافات با خود نداشت و تشيع دوازده امامی هر روز بيشتر از روز پيش به دعانويسی و دعاخواری و توسل و اشگ و زاری و نذر و توبه و سينه زنی و قمه زنی و زنجير زنی آغشته شد.

بخش يكم


بخش دوم: نگاهی به منابع

بخش سوم: توضيح برخی ناراستی‏های تاريخی

بخش چهارم: تشيع صفوی در دوران پيش از جبل عاملی‏ها

بخش پنجم: مذهب جعفری، فقه جبل عاملی‏ها و ايران امروز

آخرين ملاحظات در مورد آخوندهای مهاجر جبل عاملی